از نزار قبانی و از عشق

شعربازی می‌کنند دوستان و من هم گاهی وسط جمع خوش‌ذوق مجازیشان وارد می‌شوم. حرف از نزار قبانی شد و یادم آمد که خیلی وقت است شعرهاش را بی‌هوا زمزمه نکرده‌ام. و شعر معروف و بلند «احبک احبک و البقیه تأتی» که مدتی ورد زبانم بود؛

 حدیثک سجاده فارسیه

و عیناک عصفورتان دمشقیتان

طیران بین الجدار و بین الجدار

و قلبی یسافر مثل الحمامه فوق میاه یدک

و یأخذ قیلوله تحت ظل السوار

و انی احبک

...

شعر وقتی ترجمه می‎شود حیف می‎شود اما؛

 کلماتت قالیچه‌ی ایرانی‎ست

و چشم‌هات گنجشک‌های دمشقی

که بین در و دیوار می‎پرند

و قلبم مثل کبوتری بر فراز آب‌‎های دست‌‎های تو پرواز می‎کند

و در سایه‎‌ی دست‎بندها- کوتاه و آرام- می‏خوابد.

و من دوستت دارم

... 

/ 4 نظر / 170 بازدید
لایبر

سلامی چو بوی خوش مهربانی کلماتت قالیچه‌ی ایرانی‎ست بانوووووووووووووووووو خیلی خیلی التماس دعااااااااااااااااااا

میم صاد

سلام مریم خانوم سر ذوق میارین آدم رو همیشه با حافظه شعریتون و ادبیات قشنگی که به کار می برید دلمون براتون تنگ شده...

مامان باران

سلام مریم خانم. پرشدم از هوای شعر با این شعرهایتان.... برای خاطر ایه ها را دیگر نمینویسید؟

حسیتن

تعری... تعری... فمنذ زمان طویل علی الارض؛ لم تسقط المعجزات...