روضه‌‌ی حرمت و شکستن را

دل من باز روضه می‌خوانَد، روضه‌ی غربت شقایق را 
روضه‌ی حرمت و شکستن را، روضه‌ی گریه‌های صادق را 
روضه‌ای را که باز می‌خواهند، پر پروانه را بسوزانند 
اصلاً انگار شیوه‌ی خصم است، نیمه‌شب خانه را بسوزانند
وحشیانه هجوم آوردند، دشمنت داشت خنده سر می‌داد 
با طنابی که بست دست تو را، تا کشیدند عمامه‌ات افتاد 
نه عبایی به روی دوشت بود، پا برهنه زِ خانه‌ات بردند 
ای محاسن سفید شهر رسول! خونِ دل اهل خانه‌ات خوردند 
.

.
گر چه بردند وحشیانه تو را، تازیانه نخورد همسر تو 
خانه‌ات را اگر چه سوزاندند، زخم خاری ندید دختر تو 
گرچه بردند وحشیانه تو را، خواهرت بین کوچه دیده نشد 
از عقب بی‌هوا به پنجه‌ی باد، موی طفلت دگر کشیده نشد+

  

+متأسفانه اسم شاعر را نمی‌دانم

/ 5 نظر / 45 بازدید
میم عین میم

بسیار زیبا بود

زهرا

سلام مریم ممنون

زینب

پر از شميم بهشت است منبرت آقا به بركت نفحات معطرت آقا هنوز عطر و شميم محمدي دارد گلِ دميده ز لب‌هاي أطهرت آقا اگرچه حرمتتان را شکسته انند آن شب نبسته اند ولی دست خواهرت آقا چه خوب شد كه نشد در مقابل چشمت كبود ، چهره‌ معصوم دخترت آقا گل گلوي تو را دشنه‌اي نبوسيده و ماهِ نيزه نشينان نشد سرت آقا به حرمت لب تو، چوب پا نزد آنجا و داغ نعل نديده است پيكرت آقا امام صادق ع : دوستان خدا آنانند که هنگامیکه مشاهده کنند حرامهای پروردگار را مردم حلال می شمارند مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند . . . شهادت مظلومانه قرآن ناطق ، امام صادق-ع تسلیت

ذره

سلام با مطلب" آخرین کتابی که خواندم2...." میزبان حضور گرمتان هستم. یا علی

علی

خدا قوت عالی بود