برای عون، برای محمد *

یک روز باید همین‌جا قصه‌ی «جعفر طیّار» را بنویسم، بعد آخرش بگویم آن دو تا بالِ بهشتی که پیام‌بر گفتند، که صحابه را هوایی کردند با وصف «ذوالجناحین» بودن‎ِ جعفر، شاید که شما دو تا بودید. چه شیرین می‎شود اگر «جعفر ابن ابی‌طالب» عوض دست‌هاش، شما را از خدا گرفته باشد؛ دو تا شهیدِ کربلایی؛ دو تا بال بهشتی را.  

شاید که حسینعلیه‌السّلام هم، وقتی جسد شما را به شانه گرفته بود و به خیمه‌ها برمی‎گردانید مشامش بوی عمو گرفته بود؛ عطرِ «جعفر طیّار».

* عون ابن عبدالله ابن جعفر ابن ابی‎طالب/ محمد ابن عبدالله ابن جعفر ابن ابی‎طالب

/ 6 نظر / 49 بازدید
مینا

سلام بر "شهرزاد قصه های آسمانی" ؛ خوشحالم که دوباره نوشتید و می نویسید؛ هماره، برقرار باشید و نویسا؛ . تسلیتِ ایام؛ ملتمس دعا.

مطهره

سلام مریم خانم، ممنون از روضۀ وبلاگی که راه انداختین.التماس دعا[گل]

سلام

سلام به ریا کارای حسینی به تبل زنای چشمک زن به فشن های زنجیر به دست سلام به عزادارای غذا بگیر سلامی گرم به اونایی که مغز و دلشون مثل پیراهنشون مشکی سلام به اونایی که سرما رو به جون میخرن واسه چای رایگان به اونایی که غمه میزنن خونشون زمین میریزه ولی یک بار خون ندادن سلام به پسرای شماره به دست به اون دخترایی که یه جور آرایش می کنن که مداح اهل بیت از هوش میره به اون دخترایی که به تعداد شماره هایی که گرفتن افتخار میکنن سلام به مداح شکم پر ه عرق خور به هیات هایی که واسه کل کل 50 تا آهن پاره رو میندازن رو دوش مردم سلامی قدرتمند به علامت کش های پوچ مغز و خود نما به اونایی که از نفرت به اعراب دم میزنن و محرما عرب دوست میشن سلام به خنده های گریه نما سلام به ریا کارای حسینی سلام به درد و دل های بی پایان قبول باشه ..........................

هادی

سلام مطلبت زیباست واقعا مرسی از سلقتون

میم عین میم

شهرزاد قصه های آسمانی نه! تو فرشته ای هسته ای که آیه های ایثار و ایمان را برای ما با عطر بهار نارنج تلاوت میکنی بانو این بهار ابدی باد

ح

ی