ماه شب نیمه 6

لحظه‌ای غفلت کافی بود
که دست‌های عمه را رها کند
که در برابر چشم‌های نگرانِ زینب
بدود سمت گودال
و فریاد بزند
لا والله لا اُفارِقُ عمّی؛
...
عبدالله بود
پسر کوچکِ شما
که می‌رفت تا با دست‌هاش، حماسه عباس را تلاوت کند.

/ 1 نظر / 21 بازدید
مسیر

و به فدای پنجمینشان!