شعبانیه‌... 1

وقتی با تو نجوا می‌کنم به من رو کن!


 اَقبل علیّ اذا ناجیتُک

/ 4 نظر / 12 بازدید
آب تنی

بند بند این مناجات وجود آدم را میلرزاند....

بی می ناب زیستن نتوانم.

خدای من چگونه بخوانمت؟ که تو پیش از خواندن من اجابت را تضمین کرده ای؛ چگونه ندایت دهم؟ که تو پیش از صدا آنرا شنیده ای؛ چگونه ناله و نجوا کنم؟ که سایه رحمت و مغفرتت مرا به بخشودگی بیش از هر چیز امیدوار ساخته؛ خدای من از همه گریزان و به سوی تو شتابان، در میان پناه پر مهر دستانت آرام یافته ام؛ خدای من این رجا را به خوف ندادنت پیوند میزنم که اگر تو نخواهی، خواست هیچ مخلوقی را یارای بر آوردن نیازهایم نیست؛ خدای من اگر مرا لیاقتی برای نفس کشیدن در فضای ربانی بخشش تو نیست،لیک تو را رحمتی گسترده بر عالمیان است؛ خدای من کیست که از تو سزاوار تر به عفو و بخشش باشد؟ کیست جز تو که مرا پناه دهد؟ و این همه، مرا به سایه سار رحمت و توکلت وارد میکند... و میدانم که تو انگونه که سزاوار خدایی توست با بنده ات رفتار میکنی؛ و اگر جز این بود یا ویلتی یا رباه

دوست

دیشب ساعت 2 نیمه شب به سمت آشیانه ای خیابان ها را میپیمودم اتوبان شهید باقری که آمدنه یک ساعت و اندی در ترافیک بودم را به سرعت برق و باد گذراندم به شهید بابایی رسیدم کمی بالاتر رفتم طاق نسرت زده بودن برای که؟ آری آقایمان ! همان آقایمان که فقط غروب جمعه ها دلمان برایش تنگ می شود شاید برای اینکه مطمئن هستیم یک هفته دیگر حد اقل وقت داریم و اما در این هفته چه می کنیم برای آقایمان !! از دوشنبه ها خجالت می کشم خجالت میکشم که پرونده ام را به آقایم میدهند خجالت می کشم !!