حواسم به زندگی نیست

یک: دیشب داشتم غر می‌‎زدم پیش مصطفی؛ از چالش‌ها و دردهام می‌گفتم و از شرایطی که به نظرم سخت می‌آمد و از تصمیم‌های سخت زندگی ... صبح خنده‌ام گرفت از دردهای کوچکم؛ با آن‌که می‌دانم دوباره بی‌خوابم/ بی‌خوابمان می‌کنند. خط شعری آمد جلوی چشم‌هام: «حواسم به زندگی هست/ و همیشه از خودم می‌پرسم/ آیا ماهی‌ها می‌دانند/ که در آب زندگی می‌کنند»؟

دو: با عطیه آشنا شدم و چای خوردم و حرف زدم؛ دیروز عصر؛ توی پاتوق کتاب شیراز. آشناییِ خوبی بود. یک گلدان کوچک خواستنی به من هدیه داده که اسلیمی‌هاش آن‌قدر ساده و روانند که دیوانه‌ام می‌کنند. «آیا ماهی‌ها می‌دانند که در آب...»؟

سه: آخرین پنج‌شنبه‌ی مهر است و هزارکوچه هنوز توی این شهر هست که قدم‌زنان نپیموده‌ایم‌شان. و هزار چای معطر دم‌نشده و عطر هزار کیک خانگی و هزار دانه‌ی انار منتظر توی کاسه‌های بلور و هزار شمع روشن نشده  و هزار چوب عود نسوخته و هزار صفحه و هزار بیت عاشقانه‌ی ناخوانده ... بیا حواسمان به زندگی باشد.       

/ 26 نظر / 96 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لايبر

سلامي چو بوي خوش مهر و مهرباني مريم بانو مباركتان باشد تولدتان عمرتان پربركت بانو و بر دل همسرتان با هم بودنتان شيرين و رحمت و مودت خدا بر دلهاتان مستدام باد ان شاء الله

فرزانه

سلام مریم خانم وبلاگ قشنگی داری همچنین پست های خوب

مادرت

سلام عزیزم [گل] تولدت مبارک مهربانم[گل] مهرت ماندگار دخترم[گل]

مامان پریا

سلام بانویبرای خاطر آیه ها که نامتان ، نگاهتان و قلمتان بی اندازه دلنشین است . تولدتان مبارک [گل] زادروزتان فرخنده[گل] و سلام و دست مریزاد به مادر بی نظیرتان[گل]

سوده

سلام چقدر نوشته هاتون حالمو خوب میکنه باهاشون زندگی میکنم چقدر ندیده مهرتون تو دلم جاریه بانوی مهر تولدتون هزاران بار مبارک ??

ساحلی

حسین به کربلا نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود و نگاه نگران مهدی لحظه به لحظه کاروان سید شهیدان را دنبال می‌کند و صدای هل من ناصر حسین با نوای هل من معین مهدی یکی می‌شود و حسین زمان، مهدی، ما را به سوی کاروانی می‌خواند که این‌بار خود او امام و رهبرش است. بیندیش که جوابت به این دعوت غریبانه چیست؟! خوشحال میشم به وبلاگ ما هم سر بزنید:)

سیده طهـــــــــورا

استاد امجد حفظه الله تعالی: در عالم اصلا تکراری وجود ندارد. "ایاک نعبد و ایاک نستعین" انسان را تغییر ماهوی می دهد؛ یعنی نماز و سایر عبادات تکرار نیستند. .......................................................... سلام علیکم خانم دکتر روستا بی اغراق عرض کنم که لطافتی که در نوشته هایتان موج می زند نشان از لطافت وجودتان دارد و بی شک ولایتی که در شما قابل درک است منشأ این لطافت است چرا که به لطیف ترین لطیفها عشق دارید و رنگ و بوی آن بزرگواران علیهم السلام را گرفته اید بسیار از آشنایی با جناب عالی مشعوف شدم و لطافت استشمام کردم... همیشه لطیف بمانید و عاشق[گل][گل][گل]

سمیه م

آخه چرا باید هرکی تو شیرازه شما رو راحت ببینه، بعضی از مشهدی ها هم شما رو راحت ببینن! اما یه روزی روزگاری که شما قدم به شهر ما گذاشتین من نتونم شما رو ببینم؟! هرچند که من فکر میکنم اصلا روم نمیشه شما رو یه روزی رو در رو ببینم! از اینها گذشته، دلم میخواست بهتون بگم که مریم خانم انقدر مهرتون به واسطه ی عزتی که خدا بهتون داده تو دل ماست که منی که بالاخره اسمم برای کربلا در اومده کلاً فضایی که از کربلا متصور میشم، فضای کلمات شماست... دعاگویتان هستم.. دعاگوی من باشین :)

سمیه م

راستی تولدتون با تاخیر مبارک. مهر و عشقتون مستدام باشه انشالله.

لايبر

سلام مريم بانو قبول باشه عزاداريهاتون چرا نمي نويسيد؟ منتظر روضه هاي نابتان هستيم نوشته هاي بهارنارنجتان خود گامي ارزشمند در معرفي سبك زندگي اسلامي است التماس دعاي عاجزانه