کلمه‌های خسته

این کلمه‌ها را وقتی از مکه به سمت کوفه راهی شده بود، گفته بود: «... مردم، بنده‌ی دنیا هستند و دین، لقلقه‌ی زبان‌هایشان است. تا وقتی زندگی‎شان خوب می‎چرخد دور دین را می‌گیرند، اما وقت‌های محک و ابتلاء چقدر دین‌دارها کم‌اند».* این کلمه‌ها با آن‌که نهیب‌اند، با آن‌که از شدت و صراحت، نفس آدم را حبس می‎کنند، چقدر بوی غربت و خستگی می‎دهند و چقدر بوی کلمه‌های پدر را؛ وقت‌هایی که از مردم کوفه ناامید می‎شد، خسته می‎شد.


روضه‌ی امشب من همین چند جمله باشد. روایتِ نهیب‌‎های خسته‌ی شما و سربه‌راه‌ نشدن‌های من.


*الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون

/ 2 نظر / 58 بازدید
نیما

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین*** بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

م.رضوی

انکم والله لکثیر فی الباحات، قلیل تحت الرایات (نهج البلاغه)