ماه شب نیمه 2

شیرین بود این میوه اوّل
با او بازی می‌کرد و برایش بداهه شعر می‌خواند:
اَنتَ شبیهٌ بابی / لستَ شبیهاً بعَلی
...
علی، مادر و پسر را تماشا می‌کرد و لبخند می‌زد.

/ 1 نظر / 19 بازدید
مسیر

به فدای هرچهارتایشان!