الی بیت المقدس

می‌گوید١ توی پاتک سوم، توی جاده اهواز- خرمشهر، در عرض سه ساعت 150 نفر شهید شدند. با میانگین سنی بیست و یکی- دو سال. کنتور بیاندازیم می‌شود ساعتی 50 نفر. 50 نفر نه، 50 تا جوان. اسم عملیات «الی بیت المقدس» بوده. فاز اولش خرمشهر بوده. چشم‌اندازش امّا بیت المقدس بوده. پس لابد عملیات هنوز تمام نشده. کنتور بیاندازیم؟! ساعتی 50 تا؛ جان، مال، جوانی، وقت، عمر، آبرو...

 

١. سردار همدانی. برنامه راز هفته گذشته.
٢. آدم شرمنده می‌شود از این‌همه لطف به یکی از پست‌های قبلی‌ این‌جا. از این‌همه ادب. 

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا سارابی

وای مریم دارم از شدت تعجب شاخ در می آرم . چه قدر یک انسان می تونه یک مساله رو وارونه ببینه!!! چه طور یک نفر می تونه این همه خوبی، پاکی، صفا، مهربونی، ادب و ایمان و از همه مهمتر انس و الفت حقیقی با قرآن و اهل بیت رو که توی سطر سطر این وبلاگ جاری و ساریه ، نه تنها نبینه بلکه وارونه هم ببینه و از اون تعبیر به ریا و اسلام لقلقه زبانی کنه!!! اصلا نمی خوام ذره ای از حرفای مودبانه ای !!!! رو که زده اینجا تکرار کنم . خیلی ها منطق رو با بی ادبی اشتباه می گیرن و این چیز تازه ای نیست! با وجود اینکه من نظر چندان مثبتی در مورد مردای این دوره زمونه ندارم و با وجود اینکه تازه کمی از نزدیک مریم روستا رو می شناسم ، اما به نظرم جزو معدود دخترانی است که خودش و جایگاهش رو درست شناخته و جزو معدود دخترانی است که لحظه لحظه زندگیش بر اساس اهداف انسانی و والای بشری ست و نه بر اساس صرفا جنسیت.

زهرا سارابی

ظاهرا خیلی هم ناراحته که وبلاگ بهار نارنج خواننده های زیادی داره و خیلی ها اون رو پسندیدن !!! اما من مطمئنم با این کارش نه تنها به هدفش نمیرسه ، بلکه باعث میشه خوانندگان بیشتری با وبلاگ بهار نارنج آشنا بشن و مثل من و خیلی های دیگه هر روز به اینجا سر بزنن و در حال و هوای اینجا آرامش بگیرن. هر چند که می دونم شما هیچ وقت برای جلب خواننده و بالا بردن آمار خوانندگان وبلاگت چیزی نمی نویسی. خدا پشت و پناهت[گل]

gandolf

توی کامنتای پست این خانم دنبال جوابیه ای از طرف تو گشتم مریم. یا نبود یا من ندیدم. نظری براش نمیذاری؟

دهه

بیش‌تر فکر می‌کنم که اگه روزی باری به دوش‌مون بذارن، مثل همین خط‌شکنی که می‌گید، کاش بتونم از پس‌ش بربیام. هم‌این که حساب‌م کنند مغتنم‌ه؛ چه سیاهه، چه خط‌شکن. دغدغه این سال‌هام شده به‌دردبخور بودن، نه ارضای شخصی.

بي نام

سلام. من نتونستم ساکت بشینم و چیزکی توی نظرات اون خانم نوشتم. می دونم که شما راضی نیستین و می دونم که احتمالا بد دفاع کرده ام اما به هر حال به عنوان سیاهی لشکر این وبلاگ و اینکه بدونه چند نفر مثل اون فکر نمی کنند یه چیزی براش نوشتم: http://javgiriat.blogsky.com/Comments.bs?PostID=220&page=2 شاید اگه من هم جای شما بودم سکوت رو ترجیح می دادم. اصلا شان شما هم همین رو ایجاب می کنه. اما وظیفه خوانندگان این وبلاگ یه چیز دیگه است.

م.ص

مریم جان اگه خودت معرفیش نمی کردی کلا کسی سراغش نمی رفت!باز هم دستت درد نکنه آمارش برای چند روز هم شده بالا رفت؛به هر حال اسم ((بهار نارنج)) و ((مریم روستا )) از این خاصیت ها زیاد داره. راستش من هم اول عصبانی شدم و خواستم اساسی حالشو بگیرم یه خورده که تو وبلاگش چرخ خوردم دیدم لیاقت حالشو گرفتن هم نداره!

ساقیانه

سلام افسر ِ جوان جنگ نرم! کمک خواستید ما هستیم [گل] خدا همه رو به راه راست هدایت کنه ، دارم از تعجب شاخ در میارم !!!

مسیر

سلام مریم جانم خیلی گذشته از ماجرا رفتم و خواندم و مهم تر تمام کامنت هایی که براش گذاشته بودند دیدم برخی کامنتهای خوانندگان خود این نویسنده و وبلاگکه به نظر با او تشابه فکری هم داشتند خیلی قشنگ ادبیات و آن چه را که او صراحت نامیده بود نقد کردند از انجا که معتقدم جواب دادن به توهین نوشته ای از روی عصبانیت فقط می تونه آتش عصبیت و نگاه بی تامل ان نویسنده را تسکین بده ، چیزی براش ننوشتم ولی جواب های این طیفی که گفتم هم برای برانگیختن تفکر در او کافی بود برات آرزوی موفقیت می کنم عزیز[گل]