و فی العشرین....

 یک: زیارت اربعین جمله‌ای دارد که به تنهایی شرح روضه‌ی این چهل روز است؛ «و استبیح حریمه...» (هم‌آن حسین)که حرمش مباح شد. روضه‌ی این چهل روزی که گذشت روضه‌‌ی حریم و حرمی‌ بود که مباح شد.  

 دو: ابوریحان بیرونی توی آثارالباقیه‌اش آورده است که «و فی العشرین رد رأس الحسین الی مجثمه حتی دفن مع جثته ...» ؛ در روز بیستم (ماه صفر) سر حسین برگردانده شد تا با پیکرش دفن بشود. روضه‌ای‌ست برای خودش؛ توی این راه بازگشت از شام سری مدام به نیزه بلند بوده در برابرِ  زینب؛ نیمی در محاق خاکستر و نیمی در خون. آه...

 سه: مصطفای برادر رفته کربلا. روی استاستوش نوشته؛  «خداجون شکرت». حالش خوب است. غبطه دارد. روی وایبر برایم عکس فرستاده،  با پیشانی‌بندِ «متی ترانا و نراک».  از این ستون تا آن ستون بوی فرج آید ...

/ 4 نظر / 87 بازدید

البته یکسال و چهل روز مستندتر است

عطیه پ

سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادر زینب! السلام علیک یا ام المصائب

سیده مرضیه

سلام مریم جون قبول باشه برای ما هم دعا کن[گل] [قلب]

کوثر

سلام... آنقدر مصیبت اربعین سنگین است که نتوانی در کربلا دوام بیاوری و دوست داشته باشی، سریع تر بروی، بروی و خودت را در آغوش پدر رها کنی «آدمش نیستم که بتوانم مصیبت حسینت (علیه السلام) را بر دوش بکشم.» آنجا مصیبتش مرد را از پا در می آورد... غبطه می خورم به قلمتان، ان شاءالله مستدام