و سوگند به فرشتگانِ صف‌بسته

نزدیک ظهر است. دارد باران می‌بارد. شال و کلاه می‌کنم و می‌زنم بیرون. عطر کاج و بوی خاکِ باران‌خورده، هوا را مست کرده. زیر لبم آواز می‌آید؛ «ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید، این گیسو پریشان‌کرده بیدِ وحشیِ باران...»1. بارانش اما خیلی به بیدِ وحشیِ گیسو پریشان‌کرده نمی‌مانَد. نرم است و ریز و آرام. دلِ آدم را می‌بَرَد. امام علی علیه‌السلام جایی گفته‌اند: هر قطره‌ی باران را یک فرشته می‌آورَد پایین2. به آسمان خیره می‌شوم. کاش می‌شد فرشته‌ها را دید. باید دعا کنم، قبل از آن‌که برگردند بالا. الله‌اکبرِ ظهر می‌رسم جلوی مسجد. بعدِ نماز، دلم هوسِ «صافّات» خواندن می‌کند؛ برای فرشته‌هایی که صف بسته‌اند تا قطره‌های باران را بیاورند و - لابد- مهربانیِ خدا را ... برگشتنی دوباره زمزمه‌ام جان می‌گیرد: «آه باران! ای امید جانِ بیداران! بر سیاهی‌ها که ما عمری‌ست در گرداب آن غرقیم آیا چیره خواهی شد»؟!

چیره خواهی شد؟!

.

+ عنوان پست، ترجمه‌ای از این آیه است؛ والصّافّآتِ صفّاً

1. شعر مال مرحوم «فریدون مشیری» است و «محمدرضا شجریان» آوازش کرده.

2. فَلَیس مِن قطرة تَقطُر إلَّا و مَعَها مَلَک حتى یَضَعها موضِعَها.»کافی/ ج8 / ص 239»

/ 17 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.م

آغا من اصلا تصمیم گرفتم وبلاگتون رو تحریم کنم! از تو لینکام برش دارم و دیگه نیام اینجا! نیام و به زندگی دیگران حسد نورزم! بیشتر از خودم برای شما میترسم! میترسم این نگاه حسرت بار من به روزگار جوانی و سر پرشوری که تو پست قبل توصیفش کردید، به زندگی عاشقانه ای که الان دارید، به رویاها ی قشنگ و کلمات دلنشینتون خدای ناکرده آسیبی به شما برسونه. من چشمم شور نیست! یه اسفند برای خودتون دود کنید ضرر نداره! برام دعا کنید. سرگردان شدم بین رویا و واقعیت. بین اون چیزی که دنیا داره بهم میده و اون چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم. رویا ها و آرزوهایی که واقعیت با بی رحمی نابودشون میکنه. دعام کنید من نمیخوام پا به یه زندگی خیلی خیلی معمولی بذارم.

مادرت

گوارای وجودت همه زیبایی های روز بارانی و تلاوت آیه های نور عزیزم

طبیب

فرشته ها زیادن کلا دور و برمان ... انقدر نازن که نگو ... اما عادت ما اینه که همیشه پر و بالشون رو می سوزونیم ...

رضوی

سلام مریم خانم عزیز کلماتتون انقدر زیباست که حیفم میاد دیگران ازش بی بهره بمونن اگر راضی باشید در بعضی جاها share می کنم ، گفتم ازتون اجازه بگیرم که خدایی نکرده مشکل نداشته باشه.

hadid

baran mara yade alie asqare nazanin miandazad, yade karbala, kash az karbala mineveshtid

قاصدك بارون

روايتش قشنگ بود...

شیخ

سلام... نمیدانم چه سری داری که خدا باریدنت را وقت اجابتش کرده است...

مریم

راستی بی اجازه ات لینکت کردم:)))

م.ص

سلام عزیز در سفر، تولدت[گل] هزار هزارتا مبارک! حالا کجا هستی که بیای شمع ها رو فوت کنی؟؟؟[افسوس] البته بودن در کنار همسر به همه نبودن ها می ارزه، مگه نه؟؟![چشمک]