یکی بود یکی نبود... 25

یک تپه‌ای بود
که دلش می‌خواست فروبریزد، از هم بپاشد
چشم‌های بانویی بر بلنداش
داشت می‌دید هرچه که نباید می‌دید.

 

/ 4 نظر / 11 بازدید
با سلام

قبول باشه یکی بود یکی نبودها... نیمه های پنهان... قبول باشه...

زینب

[افسوس]

مسافر

امان از دل زینب...... التماس دعا

مرد یخی

سلام خیلی یکی بود یکی نبودهاتون خیلی دردناک هستن.دلم گرفت