تنهاتر از مسیح، کسی بر صلیب بود*

عصر بود
ذوالجناح برگشته بود؛
خونین و زخمی
سرش پایین بود
و زینش وارونه...

 

* مصرعی از ترجیع‌بند عاشوراییِ آقای قزوه

/ 6 نظر / 68 بازدید
میم عین میم

این غروب های عاشورا غریب ترین و تلخ ترین غروب های تاریخ اند...

علیکن بالفرار....

آنارم

طرح غروب فرشچيان در من، هرروز گريه مي كند آقاجان...

لایبر

...والعصر ان الانسان لفی خسر... اللهمّ کن لولیّک حافظا ذوالجناحا عصرِ ما چون عصر عاشورا مباد دشت را چرخی بزن، بنگر سوارِ ما چه شد؟! یابن الحسن آجرک الله... سلام.مریم بانو عرض تسلیت...زیارت ناحیه مقدسه با این دل پرگناه و دستان خالی و چشمانی پر امید به یادتان بودم ...به یاد روضه هایت و حال ناب این روزهایت ...دعایتان کردم شما هم جا ننیدازید...خیلی محتاج دعای نفس قرآنی تان هستم

مرجان

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد...

لایبر

دقیقا... روضه مکشوف...روضه آقا ...روضه مهدی فاطمه... و دل چه بی تاب میشود....وسط این روضه...