هذا یوم الجمعه... 10

این روزها، آن‌قدر متوقعم که حتی جمعه‌ای اگر زنده باشم و بیایید، گله می‌کنم از شما، خیلی جدی شاکی می‌شوم ازتان که این همه سال نبودید. این جمعه‌ها، گاهی می‌نشینم و گوشه سجاده کز می‌کنم و مثل دختربچه‌های سه - چهارساله بغض می‌کنم و لب ورمی‌چینم. نه این‌که حرف برای گفتن نداشته باشم، نه، نمی‌توانم با شما حرف بزنم. همیشه تند عبور می‌کنم از شما، ‌چون تا می‌آیم چیزی بگویم، حرف‌هام پر از گله و شکایت می‌شود. بعد اصلاً منصرف می‌شوم از گفتن‌شان. گله‌مندم. اشکالی دارد؟ اشکالی دارد یک آدم با همه خطاهاش، با همه سیاهی‌هاش، با همه کوتاهی‌ها و کم‌کاری‌هاش، از شما گله داشته باشد؟ آقا اصلاً من بد، من منتظر نیستم، مأموم نیستم، محبّ نیستم. آدم‌حسابی نیستم... شما چرا رها کردید ما را رفتید؟ ما مستحق بودیم بی‌شما بمانیم، قبول، ما دست شما را رها کردیم، قبول. اما از شماها، ‌از خانواده شما بعید بود توی عصر اصالت ماده، عصر اصالتِ بشرِ مادّی، اصالتِ لذّت، عصر اصالت تکنولوژی، اصالتِ اطلاعات،... عصر اصالتِ همه‌چیز به جز خدا، ما را بی‌امام رها کنید. شما چرا توی این شلوغ‌بازار نیامدید بگردید پیدایمان کنید؟ ما گم شده‌ایم آقا. ما گم شده‌ایم...

 

/ 7 نظر / 20 بازدید
محسن

ظاهرا ما از این حقها هم نداریم. می گن فقط میشه شکایت ببری می گن ظاهرا شما هنوز خیلی دردتون نیومده از این حرفا

ناشناس

دست بچه را باید رها کرد تا راه رفتن را یاد بگیرد

م

... ای دل شیدای ما، گرم تمنّای تو کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو؟ گر چه نهانی ز چشم، دل نبود ناامید می رسد آخر به هم چشم من و پای تو ...

مینا

" الّلهمّ عجّل لولیک الفرج " ...

رها

به قدر میل یک تشنه به یک لیوان آب...

سید

عزیزما،مشتاق تر از ماست به ظهورش!! خدا باید بخواهد...شکایت باید نزد خداوند برد بلکه سابقه افتضاح اجدادمان از ولی داری را بی خیال شود!و به این نسل اعتماد کند.

mostafa

اللهم انا نشكو اليك من فقد نبينا و غيبة ولينا و كثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتنبنا و تظاهر الزمان علينا..... از دعاي افتتاح