... و تلّه للجبین

توی قرآنش، وقتی دارد قصه‌ی ذبحِ اسماعیل را تعریف می‌کند، توی اوج ماجرا فقط می‌گوید؛ و تلّه للجبین؛ ابراهیم گونه‌ی اسماعیل را روی خاک انداخت و مهیّای ذبحش شد. بعد...؟ بعد دیگر چیزی نمی‌گوید. سکوت می‌کند. اصلاً آن صحنه‌ی خنجر گذاشتن بر گلو و حالِ ابراهیم توی آن لحظه‌ و ... این‌ها را توی قرآنش نگفته.

من می‌گویم برای این شب‌های زینب بوده که چیزی نگفته؛ برای این شب‌ها که زینب زیاد قرآن می‌خوانَد، که می‌رسد به این آیه. من می‌گویم برای دلِ زینب بوده که آن صحنه‌ را وصف نکرده. من می‌گویم خدا هوای دلش را داشته. خیلی!

 

عاریتی‌ست از دوستی عزیز؛ با قدری تصرّف.

بعد نوشت: ظاهراً منبع دقیق این برداشتِ لطیف، از این‌جاست (+) و من خبر نداشتم.

/ 4 نظر / 17 بازدید
...

http://ma-2.blogfa.com/post-121.aspx من فکر می کنم کار درستی نباشد...اگر دیگران بودند شاید می شد یک جوری قورتش داد...اما...رعایت نکردن امانت در وبلاگهای دینی و بدتر از آن ذکر منبع غلط هیچ جوری توی مخم نمی گنجد.

vatin

سلام ممنون از روضه امشبتون حواله خوبی بود.جالب بود برام که من وبلاگ شما و حسینیه دل رو اد کردم تا هرشب سر بزنم و حال وهوای ماتم داشته باشم برای امام حسین در هرصورت از هردوتون متشکرم

محمد

تفسیرِ قرآن رو شما به‌تر از بنده می‌دونید که به این نون و ماستی‌ها نیست؛ هست؟!