وقتی «او» مقلّب القلوب باشد.

پر از شک و تردید بودم. یکی دو ماه بود که خودم و همه اطرافیانم را از دو دلی کلافه کرده بودم و هنوز تصمیم نگرفته بودم. کافی بود یک نفر، یکی از آدم‌هایی که قبول‌شان دارم و حرف‌شان برایم حجّت است، من را به سمتی متمایل کند. همه‌چیز تمام می‌شد. حتّی وقتی داشتم شماره حاج‌آقا را می‌گرفتم، فکر می‌کردم کافی‌ست حاج‌آقا یکی از آن نصایح همیشگی‌شان را بکنند که سخت نگیر، که از بعضی از فاکتورها کوتاه بیا. لابد «بله» را می‌گفتم و تمام می‌شد. ایشان همه شرایط را یکی یکی پرسیدند. بعد هم تحلیل خودشان را گفتند؛ این فاکتور خیلی خوب است، آن ویژگی‌ هم بد نیست. این خصوصیت قابل اغماض است. این شرایط هم می‌تواند بهتر بشود، قابل تغییر و کنترل است. آخر از همه پرسیدند: «حالا دلت چی می‌گه مریم خانوم؟» تعجب کردم از سؤال‌شان. این‌بار بر خلافِ همیشه، دو دو تا چهار تا پیش رفته بودم و مثلاً خواسته بودم فقط عاقلانه تصمیم بگیرم. چون فکر می‌کردم «دل» بعداً راه می‌آید، هم‌راه می‌شود. گفتم: «دلم راه نمیاد حاج‌آقا. دلم راضی نیست.» گفتند: بگو «نه»!

بعدها عزیزی می‌گفت: به قلب‌تان رجوع کنید. می‌گفت: به قلبِ مؤمن می‌شود استخاره کرد. می‌گفت: قلبُ المؤمنِ بَینَ اِصبَعَی الرَّحمن یُقلّبه کَیف یَشاء.

 

پ.ن: نه این‌که یک نسخه باشد که همیشه بشود پیچیدش. نه این‌که نباید به حساب و کتابِ عقل توجه کرد. اما برای ازدواج که تجلی‌گاه تقدیر و مشیت الهی‌ست، باید به اشاره‌های دل بها داد. وقتی دل، میان سرانگشتانِ کسی دیگر می‌گردد.

/ 8 نظر / 32 بازدید
فامی

دقیقا ! هر چی دو دو تا چهارتا می کردم ، نقصی توش نبود فقط دلم راه نمی اومد آخرش هم با استخاره تونستم بگم نه . آخه حداقلش که باید به دل بشینه ولی من کجا و مومن کجا ؟ می ترسیدم و هنوز هم می ترسم که این جواب ها از خودخواهی و غرور باشه ولی دست من نیست که .

آب و گل

سلام. ممنونم از لطفت. کامنتت رو تازه خوندم. ایشا... موفق و موید باشی. التماس دعا دارم در پناه خدا

دوست

عقل برای تصمیم گیری های معمول است تصمیم های بزرگ را باید با دل گرفت

كاش زمان بله گفتن هاي ما هم از وب . وبلاك خبري بود تا منم با نداي دلم بله را مي گفتم حالا يه عمر دارم با پنهان كاري روزگار مي گذرونم و هنوز دلم بله را نگفته گرچه ديگه برام فرصت چنداني نمونده .

كاش زمان بله گفتن هاي ما هم از وب . وبلاك خبري بود تا منم با نداي دلم بله را مي گفتم حالا يه عمر دارم با پنهان كاري روزگار مي گذرونم و هنوز دلم بله را نگفته گرچه ديگه برام فرصت چنداني نمونده .

مامان محمدمهدی

خوب کردی به حرف دلت گوش کردی عزیز دلم. سهم دل تو یه جایی پیش خداست ، موقع اش که بشه خودش میاد و دلتم میگه بله. خوشبخت باشی دختر بهشت.

یار مهربان

ُسلام یک دوست خوب و آگاه و خیر خواه بهترین مشاور هست من هم یکی از این دوستان دارم در مورد انتخابتون هم امیدوارم صحیح بوده باشه در دعاهاتون فراموش نشه "اللهم ارزقنی بعلا صالح منتظر امام المهدی"

سلام من به تازگی دارم نوشته های شما را می خونم با خوندشان احساس خوبی به ادم دست می ده متن روان و صمیمی داره باید بگم من هم در آن زمان به حرف دلم گوش کردم حالا پس از گذشت 5 سال از ان روزها دروغ نگفتم اگه بگم که هر روز که میگذره قلبم از عشقش سرشارتر و جا برای کینه و نفرت تنگ و تنگ تر. اطمینان دارم که خدا به پاس عشقی که بهش داری عشق زمینی پاکی را به شما هدیه می کنه که با اون به اوج برسی و نزدیکتر از همیشه به خدا بشی.