روز هشتم

رفته بود بالای کعبه

و خطبه خوانده بود در مدح و بیعت با برادر

و در برائت از خلیفه فاسق فاجر میمون‌باز

صداش نفس‌ها را توی سینه حبس کرده بود.

کسی نمی‌دانست

او به جز سقّایی و علمداری و جنگاوری

خطبه‌خوانی هم می‌داند.

 

پ.ن: خطبه حضرت سقا در یوم التّرویه(+)

از متن خطبه: آیا قومی را می‌ترسانید که تفریح‌شان در کودکی بازی با مرگ است؟!

/ 1 نظر / 10 بازدید
mostafa

هم او كه پدر يادش داده بود، كه اگر در بحبحه جنگ ناگزير شدي به دادن عضوي، دست را بده، كه اگر پا به رَوَد زمين گيري، علمدارِ جنگاور و مشك به دوش به ياد آورد مشق طفوليت را، جا پاي خود محكم كرد و دست خود تقديم!