که عشق آسان نمود اول ولی ...

اولِ حرکتش، گفته بود هر کس می‌خواهد «مهجه»‌اش را در راه ما ببخشد و فدا کند، با ما بیاید1. «مهجه» یعنی خونِ قلب. خونِ دل. لابد کنایه از عمق همراهی و وفاداری است. بعضی‌ها قیام کردند و همراهش شدند. خون دل‌شان را ریختند به پای او. بعدترش توی زیارت عاشورا به آن صحابه‌ی رویایی با «الذین بذلوا مهجهم دون الحسین» اشاره می‌کنیم. دعا می‌کنیم خدا قدم‌های ما را هم مثل آن‌ها ثابت و صادق قرار بدهد2. از خود حضرت حسین هم توی زیارت اربعین با همین لفظ یاد می‌کنیم ؛ «بذل مهجته فیک». هم‌آن حسین که خون قلبش را در راه تو فدا کرد.  

آسان نیست. نمی‌شود همراهی‌ات سطحی و شعاری باشد. باید خونت را بگذاری وسط. خون دلت را... و همه‌ی سختی کربلا شاید به هم‌‎این باشد.


1. من کان باذلاً فینا مهجته ... فلیرحل معنا : بخشی از حطبه حضرت وقت خروج از مکه.

2. و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین

/ 10 نظر / 37 بازدید
کوثر

سلام... خیلی خوب بود. خیلی

نرجس

سلام خیلی نکات زیبایی می نویسید ممنون

پوران

استفاده میکنیم زیاد بانو

لایبر

سلام مریم بانو چه حال خوب کن بود ... قلمت مستدام باد التماس دعای خیلی فراوان که بسی محتاجم

میم عین میم

هر که ترسد زملال انده عشق اش نه حلال سر ما و قدم اش یا لب ما و دهنش

گاندلف

عجیبه این حقیقت که راه امام حسین به هیچ وجه با دو دو تا چهارتای عقلی جور نمیشه. من امسال شخصا این مساله رو تجربه کردم.برای اربعین میخواستم برم کربلا.همین که قصدشو کردم در کمال ناباوری دو سه تا کاروان خیلی خوب دانشجویی جور شد. اما پدر و مادرم موافقت نکردند.خوب که به دلم رجوع کردم دیدم مساله اصلی پدر و مادرم نیستند.بلکه حساب کتابای دل خودمه که نگران نرسیدن به درس هاست. دو هفته دوری از کلاس ها بنظرم خیلی شاق میومد.خیلی تلاش کردم دلمو یکدله کنم.فکر هم میکردم که یکدله شدم.اما آخرش هم فکر کنم یجورایی زیرپوستی، گیر افتادم توی همین دو دو تا چهارتاهای عقلی که سفر برام جور نشد. خیلی حس بدیه.این شب ها که مختارنامه میبینم، حال و هوای جامونده های از کربلا رو خیلی خوب میفهمم.گاهی آدم به چشم خودش میبینه و میفهمه که راه سعادت واقعی کدومه.اما انگار تنش باهاش همراهی نمیکنه.دلش لنگ میزنه. هرچی ادم به خودش نهیب میزنه که بکن.پاشو حرکت کن.نشین.اینجا نمون..ولی ظرفیت اون سعادت واقعی رو در خودش نمیبینه.و خوب معلومه که چنین آدمی حقشه که بسوزه.انقدر بسوزه تا آدم بشه...

عطش شکن

...

سمیه م

بعله.. خون دل بگذاری.. بعضی چیزها گفتنش آسونه عمل کردنش خیلی سخت.. اما این یکی گفتنش هم سخته... :((

ياسر

بياور قطره اي اخلاص-دريا كردنش رو خودش بلده-

فاطمه

کوتاه نوشته هایی که حرف دارن...مرسی