فقیرم، یتیم‌م، اسیر...

• فقیرم؟ یتیم؟ اسیر؟ چه فرقی می‌کند برای شما که لوجه الله می‌بخشید؟! نیاز، من را به در این خانه کشانده است؛ نیاز... آن‌قدر که دیگر برایم فرقی نمی‌کند؛ حتّی اگر سه روز باشد که حسن و حسین به همراهِ شما و علی افطارتان را انفاق کرده باشید، حتّی اگر گذرانِ سه روز گرسنگی، توان بچّه‌های سه - چهار ساله شما را ربوده باشد و رنگ از روی شما... سنگ‌دل شده‌ام؟ نمی‌دانم...نه بانو؛ نیاز است دیگر، وقتی کارد به استخوان‌ت برسد، وقتی این را هم بدانی که صاحب‌خانه بی‌چشم‌داشت می‌بخشد، حتی سهم افطار کودکانش را هم می‌بخشد... ببخشید بانو... یک امشب مرا ببخشید!

• فقیرم؟ هستم، هر چه ورانداز می‌کنم چیزی نیست که غنی بودنم را ثابت کند، ظرفِ خالی‌ام را نمی‌ببینید؟ یتیمم؟ هستم؛ و اشدّ من یتمّ هذا الیتیم یتیمٌ انقطع عن امامه. اسیر؟ این همه غل و زنجیر را دیگر شما بهتر از من می‌بینید، نه؟

• فقیرم؟ یتیم؟ اسیر؟ چه فرقی می‌کند؟ نیاز، من را به پشت در این خانه کشانده است؛ برای آن‌ها چند قرص نانِ جو، برای من یک جو معرفت، یک جو معرفت؛ بگذارید امشب بمانم آن‌قدر که...زمانِ افطار دارد نزدیک می‌شود بانو! این کاسه کوچک من و آن اطعامِ لوجهِ اللهِ شما. فقط کاش پیش از آن‌که ظرف‌م را پر کنید، قدری بزرگ‌ترش کنید.

و یطعِمونَ الطّعامَ علی حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً. انّما نطعِمُکم لوجه الله لا نُریدُ منکم جزاءً و لا شکوراً

/ 8 نظر / 13 بازدید
شکوفه یاس

سلام مريم جان به دنبال عطر بهار نارنج به اينجا كشيده شدم قدي ايستادم تا عطر بهار نارنج اينجا معطرم كند و چه عطري دارد اين بهار نارنج قلمتان خدا كند كه بانو پذيرايمان باشد كه او مهربان و بخشنده است ...

مسافر

سلام خوبین؟ این جمله خیلی به دلم نشست:( برای آن‌ها چند قرص نانِ جو، برای من یک جو معرفت، یک جو معرفت.) التماس دعا از نوع فراوانش[گل]

ستاره ای برزمین جامانده

سلام تازه با وبلاگتون اشنا شدم وحسرت می خورم که چراحالا؟! متن هاتون حرف های دل من هم هست اما شیرینی وحلاوت قلم شما چیز دیگه ای . شهادت حضرت زهراروتسلیت میگم . یاعلی

امیرحسین

عالی بود! از آن نوشته ها که دوست داری شِِر کنی و ایمیل کنی و ... تا همه بخوانند...

زيبا مثل همیشه آنقدر زیبا که rss را به رايانه خورانيده ام تا هر چه نوشته ايد بخوانم

یار مهربان

چند سال پیش شعری خوندم در ارتباط با همین آیه پیدا کردم براتون ارسال می کنم

لیلا

...این همه غل و زنجیر را دیگر شما بهتر از من می‌بینید، نه؟...