زمینی که رستگار شد

نه فقط آدم‌هایی که با شما بودند، آن تکه زمین حتی، آن تکه زمینی که شما رویش افتادید و خونتان را فرو برد و در دلش دفن شدید، آن زمین هم پاک شد. پاکش کردید.×

 

× و طابت الارض اللتی فیها دفنتم (از متن زیارت وارث)

/ 6 نظر / 91 بازدید
یک مادر

سلام مریم جان مطالب وبلاگت رو خوندم قلم بسیار زیبایی داری متوجه شدم که شیرازی هستی شما با خانم روستا که ناظم مدرسه بودن نسبتی دارین؟

ساجده

سلام خوش به حالتون .من اینقدر دلم می خواد رو متن ادعیه این مدلی تسلط داشته باشم .بلد نیستم چی کار کنم ؟[گریه]

یک مادر

ممنون عزیزم... دانش آموز ایشون الان 60 سالشه و 40 سال پیش خانم روستا معاون مدرسشون بودن...

بنای با ثوات

سلام..هی می گفتم اسم شما رو یه جا دیدم..هی یادم نبود کجا...:)) خوشحالم از اشناییتون..:)

نجوا

و هی به خودم بگويم: تو چرا پست شدی؟ تو چرا.....

نجوا

كامنت خانوم ساجده رو ديدم، ياد خاطره ای از علامه طباطبایی افتادم. گفتم بگردم و بيارم اينجا. تصديق همون جواب شما: زمانی قصد داشتم به صورت جدی شروع کنم به حفظ قرآن، مثل همیشه با شيخ استاد عزیزم مطرحش کردم، ایشان نفی نکرد ولی جواب قشنگی داد و از قول مرحوم حاج آقای مجتهدی تعریف کردن که به یه طلبه ای گفتن الفیه ابن مالک رو چه جوری حفظ کردی!! جواب داد حفظ شدم!! نه اینکه حفظ کردم! از بس که با متن ور رفتم و بحث کردم و انس گرفتم تا حفظ شدم نه این که حفظ کردم! این کجا که قرآن حفظ بشی و یا قرآن حفظ کنی!! چشم های بی رنگ مرحوم علامه طباطبایی در آخر عمر نشان از همین بود، میگن بیشتر قرآن رو حفظ شده بود از بس که که انس با قرآن داشت.