مالک ملک دلی

پشت لپ تاپ نشسته‌ام، اسپیکر روشن است؛ مداح دارد می‌خواند: «یا علی! یا علی! مالک مُلک دلی +...»  دلم فشرده می‌شود. یادم به حاج آقا امجد می‌افتد؛ وقت‌هایی که بی‌هوا و این آواز به لب، وارد مسجد دانشگاه می‌شد. به حاج آقا قاسمیان هم، وقت‌هایی که ابیات حماسی فؤاد کرمانی را در وصف حضرت امیر آواز می‌کرد + . مصطفی اگر الان بود لابد می‌گفت زود ایمپرس می‌شوم. بر می‌گردم به بسته‌ی درس هفته‌ی آینده، چند تصویر ضمیمه می‌کنم به توضیحات «موهنجودارو» و «هاراپا» ... کنارم به لیست، اسم نجمه و همسر و دخترهاش را اضافه می‌‎کنم. متن شعر فواد را سرچ می‌کنم بدهم آقامحمدابراهیم، فردا بعد زیارت امین‌الله بخواندش. صدیقه دو تا پوستر داده که اگر لازم شد به دیوار بزنم. شاید بزنمشان به پرده‌ها، یکی تو هال،‌ یکی را توی اتاق. رویشان نوشته شده؛ « ... انت اخی و وارثی و وصیی ». دلم فشرده می‌شود دوباره. هم‌این جمله‌ها،‌ فردای ما را عید کرده. کاش تاب داشتیم زیر بیرق این ولایت بایستیم. کاش سهم‌مان از ولایت شما چیزی بیشتر از این‌ها بود. 

/ 11 نظر / 166 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیما

مثل همیشه زیبا و دلنشین. التماس دعا

ساناز

میشه یه چیزِ بی ربط بپرسم؟! شما اگه مامان بشی چطوری بچه تون رو مثل خودتون می کنین؟! من چطوری میتونم بچه مو مثل شما کنم؟؟؟! منظورم اینه که میشه بگین مادرتون چه کار میکرد که شما اینطوری و با این عشق به خدا و کلامش بزرگ شدین؟! من مادر هستم و خیلی دلم میخواد فرزندم اینطوری به دین عشق بورزه.

لایبر

سلام مریم بانو عیدتان پربرکت باشد بانو "انت اخی و وارثی و وصیی ". هم‌این جمله‌ها،‌ فردای ما را عید کرده. کاش تاب داشتیم زیر بیرق این ولایت بایستیم. کاش سهم‌مان از ولایت شما چیزی بیشتر از این‌ها بود کاش کاش توی زیارت امین الله ما رو هم دعا کنید که عاجزانه محتاجیم

سمانه

سلام یادش بخیر هفته ی پیش که حاج آقا مطیعی تو مسجد دانشگاه امام صادق داشتن این شعرو می خوندن اونجا بودم... کلی خاطرش برام زنده شد یا علی

مریم

فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه...

میم عین میم

شكرخداكه نام علی دراذان ماست ماشیعه ایم وعشق علی هم ازآن ماست از یا علی زبان ودهان خسته کی شود اصلازبان برای همین در دهان ماست

Edi

درطول آن مجلس پر از نور،درخانه ي زيبايتان وهمزمان با اين كه محمدابراهيم،به اين شعر رسيد كه؛ دست را بالاتراز بالاتر از بالاگرفت تاكسي شب دربيابان گم نسازد راه را... به اين فكرافتادم كه نور مجلسِ قشنگتان هم حتما،تاآسمانهاميرود...كه ملائكه مسيرجديد رفت و آمدشان را به يمنِ ذكرِ اميرالمؤمنين (ع)به خانه ي جديدتان پيداكنند..

خوش به حال آقا مصطفی و برادرها و مادر پدرتون که شما در کنارشون هستید

محدثه

سلام مریم جان! می دونی همیشه با خوندن نوشته هات حس و حال خوبی به من دست میده. میگم شما که نوشته هاتون اینقدر دلنشینه ببین دیدن و مصاحبت با شما چقدر دلنشینه. خوش بحال اطزافیانتون و خوش بحال شما. توی روایات هست با کسی همنشین شوید که دیدنشون شما رو به یاد خدا بندازه.شما نوشته هاتون اینجوریه. ایشالله زندگیتون همیشه عاشقانه و پر از حس های ناب و خوب باشه

یادش بخیر، توی کوی دانشگاه، و بعدتر جاهای دیگر، چه عشقی می کردیم با حرف ها و روضه های این دو عزیز خواستنی. (حاج آقا امجد و قاسمیان). کار خوبی کردید فایلهاشان رو گذاشتید. تازیانه ای بود بر گرده خاطرات گذشته ما. تفسیرهای آبدار حاج اقا قاسمیان اگرچه ذهن و زبانم رو با عبارات و گاهی اشارات قرآن گره می زد اما هنوز کسی از لطائف و حقایق قران برای ما نگفته بود و خدای را شکر که کسی رو یافتیم که مصداق قاعده لطف الهی بود. کسی که سلوک علمی و عملی رو توامان دارد. zadossafar.ir