ای که در پایِ تو پیچید ساقه‌ی نیلوفرِ من

نه، نمی‌توانم برای امروزِ تو جمله‌ای داشته باشم. بودن و داشتن‌ت آن‌قدر توی لحظه لحظه‌ی حیاتِ من جاری بوده ا‌ست که حرف تازه‌ای نمی‌مانَد. وقتی توی همه‌ی این سال‌ها، هر چه شده، هر که بوده‌ام، تو بوده‌ای که این‌همه من را دوست بداری، عزیزم بداری. قلبم را مالامالِ عشق کنی آن‌قدر که مهر ورزیدن یاد بگیرم. وقتی منبع انتشارِ مهر بوده‌ای توی خانه‌ی همیشه امنِ ما. آرامشِ جانِ بابا، گرمایِ دلِ من و محمّد و مصطفی... هزاری هم که توی این سال‌ها قدری از هم دور بوده‌ایم. شعاعِ محبت‌ت فاصله نمی‌شناسد، دور شدم، گرم‌تر تابید. من حرفی برای گفتن ندارم وقتی حتّی گل و گیاه‌های آن خانه، اهلیِ محبّتِ تو شده‌اند. آن‌همه رز و شمعدانی و نسترن و یاس و اقاقیا، آن نخل جوان، آن افرای پیر، شاتوت و انجیر و نارنج و لیمو، به عشق تو زنده‌اند. هر صبح، برای دیدن‌ت سرک می‌کشند. برای شنیدنِ صدای قدم‌های مهربان تو، توی آن حیاطِ همیشه پر از نور و حضور و طراوت.
بانو!
مریمِ تو، فقط بلد بود امروز صبح، مثل خیلی صبح‌های دیگر، سرَش را روی مُهر بگذارد و برای داشتن‌ت، برای بودن‌ت خدا را شُکر کند.  
مهربان‌ترین! عزیزترین!
این قلبِ کوچکم که گرم می‌تپد، این نَفَس‌ها که نشانه‌ی زندگیِ این دنیاییِ من است، پیش‌کِش. حیف، چیزِ درخورتری ندارم نثارت کنم که جوانی و خوشی و زندگی‌ات را نثارم کرده‌ای.
امروز، روزِ میلادِ آن «خیرِ کثیر»، آن «خوبی‌ِ تمام‌نشدنی»ست. روزِ تو!
روزِ تو بر بابا، بر من، بر محمّد، بر مصطفی مبارک‌باد. که هر روز و هر لحظه باید داشتنِ تو را به هم تبریک بگوییم.

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادرت

اگر همه عمر را سجده کنم,قادر نیستم شکر نعمت بزرگی چون وجود نازنینِ عزیزانم را به جا آورم,نعمتی که هر چه درون خود کاویدم ندانستم به پاس چه بود,اما می دانم که مهربان خدایم بی هیچ چشم داشتی بخشنده ست,وبه من چنان بخشیده که همه عمر هیجان زده ام از شوق بودن تان. مریم عزیزومحمدومصطفای دوست داشتنی ام,شما قاصدک های پیام خدا برای مادر شدن من هستید.ممنو که آمدید تا من "مادر" باشم.[گل][گل][گل]

مینا

سلام مريم خانم؛ عيدتون مبارك؛ مثل هميشه عالي نوشتين؛،زيبا و پر احساس؛ و من مثل هميشه، با تمام وجود، تحسينتون ميكنم؛ بهترين هاي الهي نصيبتون[گل]

م

... یا ربّ فاطمة بحقّ فاطمة ... ... سلام ای زهره رخشان، زهرآء سلام ای شمع افروزنده، زهرآء ... ... همیشه پر از نور، حضور و طراوت ... [گل]

الهدی

بابت تمام محبت هایت سپاس [گل]

دهکده

سلام من تبریک میگم مریم جان[گل][گل]

سیده فاطمه

سلام ونور. دلم ضعف رفت از خووندن نوشتتون.کیف کردم!خدا واسه ی مامانتون حفظتون کنه و ایشون رو برای شما! از دل برآمده و لاجرم به دل میشینه! ارادت و التماس دعا!

اويس

دلم برای مادرم تنگ شد

برای "انی سمیتها مریم..."

لیلی گفت کاش مادر می شدم مجنون بچه اش را بغل می کرد خدا گفت مادری بهانه عشق است بهانه سوختن تو بی بهانه عاشقی بی بهانه می سوزی...

سناء

ای که در پایِ تو پیچید ساقه‌ی نیلوفرِ من! چه تیتر نابی برای این مطلب![قلب] قبلش توجه نکرده بودم

سلمان

عالی