فرشته‌ای از کنار خانه‌ی ما رد شد

سفره‌ی شام را جمع کرده بودیم. آقای «ت» داشت از روی حدیث می‌خواند و رسیده بود به آن‌جا که جبرییل از خدا پرسیده بود: «اجازه هست من هم بروم زیر آن عبا و کنار آن پنج نفر باشم»؟... من دلم خواست بشود از خدا پرسید آیا اجازه هست ما هم برویم زیر آن عبا؟ جای خیلی خواستنی و امنی باید باشد؛ برای همه‌ی لحظه‌های خوشی و ناخوشی زندگی... بعد رسید به آن‌جا که پیام‌بر(ص) به علی(ع) گفته بود این ماجرا توی جمع دوست‌دارهای ما گفته نمی‌شود مگر آن‌که رحمت من بر آن‌ها فرود می‌آید و فرشته‌ها گرداگردشان را احاطه می‌کنند و برایشان آمرزش می‌خواهند... من دلم خواست چشم‌هایم باز بود و می‌دیدم راستیِ این حرف‌ها را... قدری برگشتم و در و دیوار خانه‌مان را نگاه کردم و فرش  و وسایل را و فکر کردم لابد این‌ها می‎بینند نزول فرشته‌ها را و فکر کردم اصلاً برای همین ذوق داشتم که نوبت میزبانیِ ما رسیده بود، که بچه‌ها این بار توی خانه‌ی ما جمع بشوند و به عادت مألوف، «حدیث کساء» بخوانند. که برسیم به همین جای آخر؛ به وعده‌ی آمدن فرشته‌ها ... که باور کنم لابد به سادگی و خلوصِ گفتن این جمله‌ها می‌شود فرشته‌ها را دعوت کرد به خانه‌ی تازه‎مان.  

/ 8 نظر / 73 بازدید

بعضی ها خیلی فقیرند ، تنها دارایی شان فقط پول است. طرفای ماهم بیاید.

سمیه م

عالی :) اعتقاد دارم به اینکه این حدیث خوانده شود و لا مهموم الا و فرج الله همه، و لا مغموم الا و کشف الله غمه و لا طالب حاجة الا و قضی الله حاجته :) انشالله زندگیتون پر از خیر و برکت و گذار فرشته ها باشه :) آخه فرشته ها تو زندگی شما نرن و بیان، تو زندگی ما میرن و میان؟!

سلامي چو بوي خوش ياس و ريحان مريم بانو! چقدر رسم خوبيه كه تو جمع مهموني هاتون حديث كسا مي خونيد و براي هزارمين بار ياد هم مي ندازيد كه همه عالم رو فقط با فاطمه زهرا(س) ميشه تفسير كرد و همه هستي با فاطمه زهرا (س)معنا پيدا ميكنه....«هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعلُها وَبَنُوها» و چقدر اسم آشنايي ست براي همه...مادر ...فاطمه زهرا...ام زينب...دخت نبي... ديگر به سبب نزول فرشته ها و رحمت خداي مهربان ، ميزبان چگونه دلش بخواهد كه ميهماني بسر آيدو مهمانان، مجلس بزمش رو ترك كنند! ... مستدام باد مهماني هاي خداييتان ميزبانيتان مقبول بانو و رحمت و مودت خداي مهربان هميشه و در همه حال جاري باشد در دلهاتان به حق محمد و آل محمد ... و التماس دعاي عاجزانه

مسافر

عادت مألوف بعضی عادتها چقدر خوبن ما رو هم دعا کن بانو د رپناه خدا [گل][قلب]

سیده سین بانو

سلام مریم جان وبلاگت رو خوندم کل مطالب این صفحه رو. همشون جالب بودن. خیلی قشنگ بودن. آدم چقدر خوشال میشه هنوز آدمهایی مثه شما هستن.

فصل هیوا

زیبا وروحانی.بااجازه وبا ذکر منبع در فصل هیوا باز نشر شد.

نرجس

من عاشق حدیث کسام...