من آدمِ کارکردن توی فضاهای مختلط نیستم

داشتیم با مصطفی راجع به این طرح جدید شهرداری که پرسر و صدا هم شده حرف می‌زدیم. گفتم نمی‌خواهم برای بقیه هم نسخه بپیچم اما حداقلش تجربه کاری خودم توی آن سه - چهار سال برایم حجت را تمام کرده که اختلاط توی محیط کاری هر قدر هم آدم به خودش و همکارانش مطمئن باشد،‌ آسیب‌های مستقیم و غیرمستقیم کم ندارد. گفتم به هر حال کار توی محیط مختلط آدم را به گفت‌وگوهای و مراوده‌های غیرضروری می‌کشاند. داشتم می‌گفتم از آسیب‌ها هم که بگذریم خیلی راحت‌تر بودم توی آن اتاق چهار نفره اگر پارتیشنی بین من و همکاران مرد بود،‌ که برای هر بار خوردن میان وعده‌ای یا بالا پایین شدن چادر و روسری‌ام یا چند لحظه سرم را گذاشتن روی میز از خستگی یا ... معذب نباشم، خودم را سرزنش نکنم. سه- چهار سال کار آن‌جا را برای خودم توجیه کردم و ماندم. شرکت، کنار دانشگاه بود و چند تا از اساتید خوبمان هم مدیر پروژه‌ها بودند. بخشی از مهم‌ترین طرح‌های شهری کشور آن‌جا تهیه می‌شد. خلاصه، کار آن‌جا به لحاظ تجربه حرفه‌ای برای یک دانشجوی ارشد طراحی شهری،‌ چیزی کم نداشت. اما بعداً که از آن شرکت آمدم بیرون- با همه تجربه‌های خوبی که برایم داشت- انگار عذاب خودخواسته‌ای را از خودم برداشته باشم نفس عمیقی کشیدم و یقین کردم من آدم کار توی محیط‌های مختلط نیستم.

 

سمیه عزیز + دعوت کرده بود به نوشتن در این باب و من باید –مثل همیشه محافظه‌کارانه- بگویم فقط تجربه‌ی خودم را می‎دانم و بقیه خودشان می‌دانند و فطرت‌شان و خدای خودشان.

قبلاً هم این‌جا+ به تلویح گفته بودم ...

/ 20 نظر / 79 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

سلام و عرص احترام به شما که ندیده و نشناخته بری من که یکی دو سالی هست جز وبلاگهای رفرشی هستین و اروم میشم با بازی با کلماتی که اینقد قشنگ و دلنشین کنار هم مینشینه وبلاگهای دیگه شما هم می خوندمحرفی برای تمام فصول کاش /اپدیت میشد و صب به صب یه ایه داشت

مریم زارع تبار

سلام موافقم با این پست دربست من از تجربه سالهای دانشگاهم و دفتر استادی که همه به جز من آقا بودن، به این نتیجه رسیدم و هیچ جوری نمیتونم خودم رو توجیه کنم که برم و توی چنین محیطهایی هر چند سالم کار کنم.

منتقد

اصلا شما اجتماعی نیستید و مطمئنم یک روز سختی در زندگی نکشیده اید به شما پیشنهاد می کنم کتاب دا را مطالعه کنید تا ببینید چه شیرزنانی با حجاب کامل ایستادند در کنار مردان و از خاک وطن شان دفاع کردند و مثل شما دنبال پارتیشن نمی گشتند . توی یک اتاق در بسته نشستن و ادعای گناه نکردن داشتن هنر نیست در بطن جامعه بودن ، معاشرت داشتن ، کار کردن ، و ... هنر است .

سمانه

سلام و اعرض ادب براتون ایمیل گذاشتم ممنون میشم چک کنید

سمانه

سلام و محبت ممنون که ایمیلتون رو چک کردید من اون سمانه ای که در تاریخ 29 مرداد نظر داده نیستم. اتفاقی اسم ها یکی شده

لايبر

سلام مريم بانو به اين جمله ات ايمان وافر دارم اينكه "اختلاط توی محیط کاری هر قدر هم آدم به خودش و همکارانش مطمئن باشد،‌ آسیب‌های مستقیم و غیرمستقیم کم ندارد." جنگ و حضور در صحنه هاي دفاع در مقابل دشمن وقتي بخواد تجاوز كنه، اجتماعي بودن و نبودن رو لازم نداره...ايمان مي خواهد وبس ... زمان جنگ دفاع از ناموس و مرز و بوم بوده...خدا نياره ان روزها رو ... زمانش برسه ما همه دختران و زنان مسلمان با خدا قطعا دوشادوش مردان و برادران ديني خود براي وجب به وجب خاك و ديارمان خواهيم ماند...براي دفاع...براي پشتيباني...براي همه داشته هاي نابي كه راحت به دست نيومدن.....ما هم از نسل همان زهراهاييم و ما هم مادراني داريم كه خيلي ساده و مطمئن ميتوانيم "دا " صدايشان بزنيم ...

لایبر

سلام مریم بانو دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان و الامقام و گرانقدر جهان می‌باشد. پربرکت باشد دهه کرامت التماس دعا

فاطمه پورحقگوی

سلام برای همکاری و تشکر از شهردار و تذکر مشکلات احتمالی این طرح ، این نامه رو با اسم خودتون امضا کنید . http://www.namebeshardar.blogfa.com/

س.ح

عجب.اگر مغز درست باشه مشکلی پیش نمیاد. اما اگر ایراد داشته باشه پارتیشن که هیچ ٬ دیوار بتن مسلح هم بکشی بازم فایده نداره. ریشه توی فکر و خفاست.وگرنه در ظاهر همه کاردرستن و بعضی کار درست تر...

بابا شاه

سلام مهندس + کار کردن در محیط های مختلط واقعا سخته اما بعضی از خانم ها محیط کاری جدا شده و تفکیک شده رو با خونه اشتباه میگیرن و اصلا کار نمی کنند