از نمک نشناسی‌ها

سال‌هاست از تهران که عزم وطن می‌کنم، به آستانه‌ی شیراز که می‌رسم- با اتوبوس باشم یا ماشین شخصی یا هواپیما- د‌م‌دم‌های رسیدن به فرودگاه شهید دستغیب باشد یا توی سرازیری تنگِ الله اکبر که دروازه قرآن هویدا می‌شود، این تصنیفِ محلیِ شیرازی را زمزمه می‌کنم که با این بیت شروع می‌شود:
ای گلِ لاله، ای گل نرگس
بهتر از شهرِ خودُم نَدیدُم هرگز
بله این‌جوری‌هاست متأسفانه. ما نمکِ تهران را می‌خوریم و نمکدانش را می‌شکنیم. به همین سادگی!

/ 6 نظر / 18 بازدید
gandolf

ای بابا مریم جان. این تهران بی صاحاب مونده هم آخه این حرفا رو داره؟ بشکن عزیزم. من به عنوان یک تهرانی اصیل بهت میگم بشکن. ثوابم داره تازه!

حکیم

چه حرفا ![ابرو]

مینا

وقتي دلت تنگِ زادگاه بشه، يه جوري بهانه گيري ميكنه بالاخره...؛ ديگه نمك و نمكدون فراموشش ميشه؛ هوايي ميشه خب...؛ و فرقي نميكنه كه تهران باشي و هواي شيراز در سر داشته باشي يا نيشابور باشي و هواي تهران... مهم اينه كه دور باشي و فاصله باشه و جاده باشه و دلتنگي...؛ التماس دعا، هر كجا كه هستين.

سناء

از درد تهران ملولم و شیرازم آرزوست!

سیده فاطمه

کاش از این عالم سفلی هم با همین حال به عالم اعلی بریم...ما که دنیا اومدیم بخاطر امکان های دنیایی!کاش یک وقتی هم خسته بشیم و بزنیم نمکدانش رو بشکونیم!!یعنی میشه؟!!