هذا یوم الجمعه... 7

مرحوم کافی توی یکی از ندبه‌هاش جمله‌هایی دارد قریب به این مضمون: «بچه‌هامون بزرگ شدن، جوونامون پیر شدن، پیرها دارن می‌میرن. نیومدی آقا!». این روزها دارم فکر می‌کنم فصلِ جوانی ما هم تند و تند دارد می‌گذرد در هوای ندیدنِ‌ شما! پریروزها که داشتم با حسرت عکس‌های علیرضای کوچولویِ یک‌ساله را می‌دیدم، فکر می‌کردم نکند این‌ها ببینند آمدن‌تان را و به عمر ما قد ندهد. نکند به قدر همین بیست و چند سال هم زود آمده باشم. چرا ما با این اطمینان جلو آمدیم که حتماً روزگارِ ظهور را درک می‌کنیم؟ چرا به ما یاد دادند آمدن‌تان را این‌قدر با یقین جمعه‌شماری کنیم؟ چرا آرمان زندگی همه ما را سربازِ شما بودن، ترسیم کردند؟ چرا فکر کردیم توی یکی از روزهای دهه سوّم زندگی‌مان لابد شما می‌آیید؟ دیروز بیست و هفت ساله شدم آقا! فصل جوانی‌ام دارد تند و تند می گذرد و خبری از آمدن‌تان نیست. پرا از دل‌شوره می‌شوم، پرا از افسردگی و پژمردگی. وقتی می‌بینم احتمال این که جوانی‌ام آمدن‌تان را درک کند هر روز دارد کمتر می‌شود. داریم پیر می‌شویم در هوایِ ندیدن‌تان!

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم ...... دیگر اکنون با جوانان ناز کن، با ما چرا؟!

 

کمپین انتظار (+)

/ 5 نظر / 18 بازدید
نفحه

سلام برخی ها آنقدر مایه دارند که دو تا خانه می خرند. منزل جدید شما هم مبارک!!

نشانی

سلام لذت بردم از نوشته زیباتون دلتنگ شدم حقیقتا... خوبه که این روزا که کمتر برای خاطر آیه ها می نویسید حداقل بهار نارنجی هست و حرفی از جنس نور حرفی از جنس شور حرفی از جنس سور... راستی تا یادم نرفته تولدتان مبارک و ایام عزت مستدام انشاا... در ظل توجهات خدای خوب آیه هایی که دوستشان داریم... موفق باشید[گل]

م

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

م

... اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک ... اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

مامانیت

اللهم عجل لولیک الفرج...