یادگاری‌های به غارت رفته

گفته بود1: پولِ تو ارزانیِ خودت. اموالِ غارت‌شده را فقط از آن جهت خواستم که بین آن‌ها بافته‌های دستِ فاطمه (س) بود و روسری و پیراهن و گردنبندش.



حضرت سجّاد (ع) در مکالمه با یزید بن معاویه. پیش از بازگشت از شام به مدینه؛«.... لانّ فیها مغزل فاطمه و مقنعتها و قلادتها و قمیصها».

/ 5 نظر / 14 بازدید
رها

آه از این آه ٍ بی تاثیرم ... [گل]

ب

سلام. نمی‌دونین آقای فاطمی‌نیا سال پیش با ذکر این قسمت از مقتل در شب عاشورا، چه کرد. آیا حیف نیست که با پخش این‌ها به این صورت (بدون اینکه خواننده‌ش به لحاظ روحی آماده شده باشه و یه نفر هم متن رو با روایت و لحن خوبی بگه) امکان اثرگذاریش رو در معرض خطر قرار بدیم؟ اون شب آقای فاطمی‌نیا چیزی به این مضمون گفت: «موبایل‌هاتون رو خاموش کنین و این رو ضبط نکنین. این چیزا رو نریزین زیر دست و پا. به جاش یه وقتی که خواستین برای خودتون روضه بخونین، یه گوشه بشینین و به یادش بیارین.» به نظرم حرف درستی می‌زد، نه؟

مینا

سلام. کسی که اهل "بهار نارنج" باشه، قطعا با آمادگي روحي لازم، به اينجا سر ميزنه؛ اصلا مياد كه حال روحيش خوب بشه؛ تأتيرگذاري اين مطالب، فقط توي يه مكان خاص و با يه شرايط ثابت، اتفاق نميفته؛ اين روضه ها، براي خيلي ها، از جمله خودِ من، روضه مصوّرند و عجيب به دل مي نشينند؛ "بهار نارنج"، دست و پا نيست، يه محفله براي استشمام رايحه معنويت... محظوظ شدم خانم روستا، خدا قوت، پاينده باشيد.

شفق

خیلی سنگین بود...