You are more beautiful without these things

خواستم بگویم حیفِ آن صورتِ ناز و آن معصومیتِ نابِ خدادادی نبود که با این پنکک و سایه‌ و ریمل و رژِ غلیظ خرابش کردی؟! دلم نیامد. فکر کردم برنجد. طبع‌ش هم به قدر صورتش ناز و نازک است. به اشاره چیزی گفتم و رد شدم؛ حرفی از سرِ خودخواهی بود تا تذکری خیرخواهانه و از رویِ تکلیف. نگرانِ خودم بودم که سرِ کلاس این ترم، دیگر از آن لبخندهای دل‌نشین و آن صورتِ معصومِ بکر که چشم‌م را می‌چرخاند سمت ردیف و صندلیِ او و خستگی از تنم به در می‌کرد، خبری نیست.


عنوان را از عکس این+ پست برداشتم.

/ 4 نظر / 14 بازدید
دهکده

سلام اوهوم... همینطوره.. امیدوارم دوباره اون چشمهای قشنگ و لبخندها رو ببینید با وبلاگتون تازه آشنا شدم.... فعلا

مجهول

تو فکر کردی کی هستی که به خودت اجازه می دی تو کاره همه دخالت کنی ؟ خودتو با حضرت مریم اشتباه گرفتی آنقدر معصومیت تو خودت می بینی؟ شاید اون از تو ادعا به خدا نزدیکتر باشه به دل شکستن و ویران کردن دیگران افتخار نکن خدا بدجور جوابتو می ده .

راحله

از رنجی که می بریم..