یکی بود یکی نبود... 10

یک اسب خون آلود بود
که وقتی دخترِ سوارش، سؤالی از او پرسیده بود
رفته بود توی فرات و دیگر برنگشته بود.

/ 3 نظر / 16 بازدید
م

... السلام علی الحسین الذی سمحت نفسه بمهجته السلام علی من اطاع الله فی سره و علانیته ...

مامانیت

این الطالب بدم المقتول بکربلا...

سناء

سلام برشما چقدر قشنگ مینویسید! [قلب]