علی بن الحسین

یک: ثمّ نظرَ الیه نظره آیسٍ منه
و ارحی عینیه
و بکی
ثمِ قال
اللهمّ اشهد
فقد برزَ الیهم غلامٌ
اشبه النّاس
_ خلقاً و خُلقاً و منطقاً-
برسولک
و کنّا اذا اشتَقنا الی نبیّک نظَرنا اِلیه

آخرش یک روز، پای لهوف، وقتی به وصفِ صحنه‌های وداعِ تو می‌رسم، تمام می‌شوم...
آخرش یک روز همان «نظر آیسٍ منه»* من را می‌کُشد.


*نگاهِ ناامیدانه‌ای به علی انداخت...

/ 2 نظر / 37 بازدید
نیما

((... من را می کشد)) . . . ((کاش تمام شوم شبی ...)) *** بسیار زیبا بود.

فاظمه جوادی

دل منم هر بار از این می سوزه!