بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

دست گره‌گشای تو

زرشک‌مان تمام شده، قوطی کوچک زعفران هم دارد خالی می‌شود. دانه‌های آخر آلو را هم چند روز پیش توی غذا ریختم. دو سه تا خشک‌باریِ خوب دور و برمان هست اما دست دلم نمی‌رود این چند قلم را از این‌جا بخرم. پارسال اولین بسته‌های زرشک و آلو و زعفران مصرفیِ خانه‌ی نو را از فروشگاه مجتهدی خریدیم. همان نزدیکی‌های باب‌الجواد ... از شما که پنهان نیست حضرت سلطان؛ آب و رنگ و طعم غذا بهانه است، آب و رنگ دل‌مان تمام شده؛ آن‌ها را هم توی این مملکت، فقط می‌‎شود از دستِ شما گرفت؛ وقتِ زیارت‌های سحر رجبیه.

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ ها : ذکر