بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

برای سیزدهم رجب

یک: یکی از دعاهایی که مصطفی توی قنوت نمازهایش زیاد می‌خوانَد این است که خدا را قسم می‌دهد به علی بن ابیطالبسلام خدا بر او که در فرج صاحب‌مان تعجیل کند.1 بعد یک توصیفی از حضرت امیر توی آن دعا هست که من هر وقت حواسم باشد، دلم اوج می‌گیرد از عظمت آن وصف؛ «الذی لم یشرک بالله طرفه عین ابدا»؛ کسی که حتی به قدر چشم به هم زدنی به خدا شرک نورزید. باورش برای ماها که فکر و دل و زبان‌مان روزی هزار بار به شرک‌های جلی و خفی آلوده می‎شود سخت است. خیلی بزرگ باید باشد مردی که حتی به قدر پلک‌زدنی برای خدا شریک قایل نشد.

 دو: هر قدر هم فکر کنیم که مستقل هستیم و روی پایِ خودمان، هر قدر هم درس‌خوانده باشیم، دستمان توی جیب خودمان باشد، مدرن زندگی کنیم، روشن‌فکر باشیم، حتی رگه‌های فمنیستی لابه‌لای افکارمان جا خوش کرده باشد، خودمان هم می‌دانیم چه‌قدر به شما وابسته‌ایم. خدا این‌طور خواسته که شماها مایه‌ی قوام ما باشید؛ تکیه‌‌گاه روزهای تلخ و شیرین زندگی‌مان. روزتان، روزگارانتان مبارک مردهای خوبِ مهربان!

 سه: و روز پدر هم؛ برای همه‌ی سایه‌های مستدام بالاسر، آغوش‌های امن، شانه‎‌های مهربان، تکیه‌‌گاه‌های استوار، گوش‌های صبور شنوا، دست‌های پرکار و خسته، صورت‌های آفتاب سوخته هزاران بار مبارک.                                              

 

1- اللهم انی اسئلک بروح ولیک علی بن ابیطالب الذی لم یشرک بالله طرفه عین ابدا ان تعجل فی فرج مولانا صاحب الزّمان روحی لتراب مقدمه الفداه

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ ها : ذکر ، روزنوشت