بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

رفیق روزهای شیرینِ دور

آخرش نوشته‌ای: «... برای من هم دعا کن که در زندگی بتوانم خوب باشم. نه هیچ چیز دیگری. بلکه خیلی ساده و سرسری فقط خوب باشم». و من اولین وصفی که همیشه از تو به ذهنم می‎آید همین است زهرا؛ تو خیلی ساده - و نه سرسری- خوب هستی. و زندگی‌کردن را به خوبیِ شعرخواندن بلدی و مهربانی‎کردن را به خوبیِ زندگی‌کردن. و این‌همه محبتت که توی دل من جا خوش کرده برای همین است؛ پیچیده نیستی و وصف‌کردنت کار سختی نیست. خیلی آسان و ساده خوب هستی.  

خواستم بگویم همیشه همین‎قدر خوب بمان؛ همین‌قدر زلال و همین‌قدر جاری.

و هنوز هم- گاهی- قدری- زهرای من باش.  

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۸ شهریور ۱۳٩٢
تگ ها : روزنوشت