بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

ولی افتاد مشکل‌ها

این اواخر به مصطفی می‌گفتم انتظار وصالت، جز یک درد شیرین، دلهره هم دارد. می‌گفتم این شمارش معکوس برای بازگشتت، برای شروع زندگی مشترک‌مان، دلهره‌ی شمارش روزهای مانده به امتحان را هم دارد. می‌گفتم یک عمر، درِ گوشم خوانده‌اند و خوانده‌ام که یکی از عرصه‌ها‌ی اصلی امتحان زندگی من همین است که دارد شروع می‌شود. می‌گفتم با این همه عیب، با این رگه‌های پنهان و پیدای خودخواهی، زندگی‌ام را با کسی شریک بشوم، نه فقط این، بخواهم توی همه‌ی بالا و پایین‌ها و خوشی‌ها و ناخوشی‌های زندگی، این وصل و پیوند را مثل جانِ عزیز حفظ کنم، سخت است. یک «از خود گذشتن» و - گاهی- «خود را ندیدن» و «خود را نخواستن»ی می‌خواهد که آسان نیست. راست گفته رسول خدا که «حُسنُ التبعّل»1 جهاد است. همان‌قدر سخت و همان‌قدر شیرین و همان‌قدر مأجور.

با این‌همه، خواستم بدانی- به فضلِ خدا- در این راهِ جهادگونه، استوارم مصطفی!


1. خوب همسرداری‌کردن

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها : روزنوشت