بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

ببندید بارهایتان را

نه یک بار و دو بار
هر شب می‌شنیدند صدایش را توی مسجد کوفه
وقتی می‌گفت
تجهّزوا رَحِمَکُم الله؛ آماده باشید، ببندید بارهایتان را...


این کلمات را فقط موقع سفر،
وقتی قرار بود از منزلی به منزل دیگر حرکت کنند،
توی کاروان‌ها کسی فریاد می‌زد.


مردم عجیب و غریب نگاهش می‌کردند.
مرد ولی چهره‌اش از خوف دگرگون بود، این کلمات را که می‌گفت...

 

پ.ن: آه مِن قلّ الزّاد و طول الطّریق و بعد السّفر...آه... آه... آه ...

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ٤ مهر ۱۳۸٩
تگ ها : ذکر
comment نظرات ()