بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

پیر مغان...8

در سرای مغان رفته بود و آب زده
نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده

خوب است توی دنیایی که یک‌سر آشوب است و فتنه است و بلاست، جایی باشد که مأمن فکر و ذکر بشود. خوب است کسی باشد که هفته‌ای یک‌بار به یادِ آدم بیاورد که «از کجا آمده» و «آمدنش بهرِ چه بوده»... خوب است حتی اگر اقلش، شبِ جمعه‌ها، توی راه برگشت، به قدر یک ساعت و کمتری، روی صندلی‌های مترو، به این فکر کنی که داری «به کجا می‌روی»...

فذکّر انّما انت مذکّر  

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱٧ آذر ۱۳٩۱
تگ ها : پیر مغان