بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

بگیر از من جهانم را ولی بانو، حرم را نه

هوای دیدن خورشید در سرم افتاد
که ناگهان به دلم جذبه‌ی حرم افتاد
کسی میان دلم «اشفعی لنا» می‌خواند
کسی که خاک‌ترین بود و از طلا می‌خواند1

صد و بیست کیلومتر که سهل است، آن‌قدر هوایی‌تان بودم که صد و بیست‌ها کیلومتر را هم می‌آمدم.

گاه‌گاهی که به درگاه کریمی می‌روم
راه می‌پویم نه با پا بلکه با سر بیشتر2

1. مجید تال
2. حسین رستمی +

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها : ذکر
comment نظرات ()