بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

پیر مغان... 6

گفتید + :ساختمانِ وجود آدم را عقایدش، اخلاقیاتش و اعمالش شکل می‌دهند. گفتید این سه تا توی ارتباط طولی با هم هستند. بر هم اثر می‌گذارند و از هم تأثیر می‌پذیرند. گفتید اگر جایی عملِ آدم لنگ می‌زند، یک جایی توی اعتقادات است که نقص دارد. اگر عقاید من درست باشد توی چشمِ من خودش را نشان می‌دهد، به نامحرم نگاه نمی‌کنم. اگر عقاید من درست باشد توی دست من خودش را نشان می‌دهد، با نامحرم دست نمی‌دهم. اصلاً به مملکتی نمی‌روم که ایمانم آن‌جا عیب کند.
گفتید عقیده‌ی یقینی می‌شود که با کتاب‌خواندن و فکر کردن و برهان و استدلال به دست بیاید. اما یقینی که از آن قیمتی‌تر است، یقینی‌ست که در اثر عمل به دست می‌آید؛ و اعبد ربّک حتّی یأتیَکَ الیقین. یک مداومت بر تقوا، یک مداومت بر عمل صالح، آدم را به یقینی می‌رساند که قیمتی‌ست. گفتید این که فرموده است الّذین آمنوا و کانوا یتّقون نشان می‌دهد که جماعتی از اهل ایمان هستند که ایمان مضاعفی را بر اثر تقوا به دست آورده‌اند. پیش از ایمان، اهلِ تقوا بوده‌اند. این ایمان، این یقین، با زحمت به دست آمده. خیلی قیمت دارد. لَهم البُشری فِی الحَیوه الدّنیا مالِ همین‌هاست. بهشت‌شان از همین دنیا شروع می‌شود.

حسرت هم خوب است وقتی آدم پای حرف‌های شما + بنشیند.

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه‎‌ی سالوس
کجاست دیر مغان  و  شرابِ ناب کجا؟!

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها : پیر مغان