بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

از خستگی‌ها

پناه برده‌ام به غارِ تنهایی‌هایِ خودم
چشم‌هام به نور عادت ندارند
یک عمر، «ظلمت» خوانده‌ام.
دیگر نگو بخوان!
خواندن نمی‌دانم.
من را مبعوث نکن.
دیگر توانِ رسالت ندارم.

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها : درد