بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

درد نانوشتنی

"بعضی تجربه ها هستند که نمی‌شود در موردشان نوشت. هر چقدر هم که نویسنده‌ی چیره دستی باشی نمی‌توانی آن را بنویسی. بی‌شک همه‌ی آدم‌ها و همه‌ی اشیا برای خودشان سرنوشتی دارند و سرنوشت درد هم نوشته نشدن است. درد را نمی‌شود نوشت، کلمه و درد انگار از روز اول مسیرشان را از هم جدا کرده باشند و با هم  قرار  گذاشته باشند که تا روز آخر به هم نرسند، مسیرشان از هم جدا افتاده. به گمانم  دردها برای همین هست که همیشه ماندگار مانده‌اند و حتی گذشت روزها و ثانیه‌ها و دقیقه‌ها هم نتوانسته ذره‌ای از اندوه دردهای واقعی بکاهد. کلمه‌ی مقدسی وجود دارد که با نوشتنتش تمامی اندوه‌ها از بین خواهند رفت. بالاخره روزی برگزیده‌ای خواهد آمد و تمام دردها را با کلمه‌ای مقدس خواهد نوشت. مطمئنم".


(حسین جعفریان-کلکاپیس)

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها : درد
comment نظرات ()