بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

قفّینا، قفو، قافیه

همین که چشم‌هایتان وقتی از آیه‌ها حرف می‌زنید، می‌درخشند، همین‌که وقتی قرآن می‌خوانید، انگار دارید یک جرعه‌ی ناب سر می‌کشید، بال درمی‌آورید، هم‌این‌ها را دوست دارم. صبح داشتم از آیه‌ی ثُمَّ قَفَّیْنا عَلى‏ آثارِهِمْ بِرسُلنا...(حدید/27) می‌گذشتم. یادم آمد به این آیه که رسیده بودید چند بار قفّینا را تکرار کردید، بعد ریشه‌اش را کاویدید؛ قفّینا، قفوَ، قافیه. بعد انگار چیزِ تازه‌ای کشف کرده باشید، چشم‌هاتان درخشید. گفتید: «پیامبرها، قافیه‌های غزلِ الهی‌اند»... هم‌این ذوق‌تان توی برخورد با آیه‌ها را دوست می‌دارم.

.
پ.ن:. امروز کسی از من راجع به شما پرسیده. پرسیده شما چه‌جور آدمی هستید؟ چی باید می‌گفتم جز این‌که اهلِ قرآن‌ید؟ حمله القرآن عرفاء اهل الجنّه.

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها : ذکر