بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

عروس حضرت قرآن

خالی نمی‌شوم از غوغا
رها نمی‌شوم از این شلوغی‌ها
خلوت نمی‌کنم
که پرده براندازی...

عروس حضرت قرآن نقاب آن‌گه براندازد               که دارالملک معنا را مجرد بیند از غوغا
عجب نبود گر از قرآن نصیبت نیست جز نقشی   که از خورشید جز گرمی نیابد چشم نابینا

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها : درد