بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

خدای کارگردان

عجیب بازی می‌دهی ما را بازی‌گردانی که تو باشی.
عرفتُ الله سُبحانه بِفَسخِ العَزائم وَ حَلّ العُقود وَ نَقضِ الهِمَم.

در دایره قسمت ما فقط نقطه تسلیمیم.


پ.ن: دعوای جبر و اختیار ندارم. لابد خسته‌ام قدری. همین.

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ٧ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها : درد ، ذکر