بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

روایت نیمه‌های پنهان... 13

روایت سیزدهم: بانویی که مثل علی (ع) سخن می‌گفت.

پیرمرد ١، بعدها گفته بود: «به خدا سوگند من زنی را دیدم که همه وجوش شرم و حیا بود و به‌گونه‌ای سخن‌رانی می‌کرد که گویی خطابت را از علی (ع) آموخته است»... شما را می‌گفت. موقعِ آن خطابه تاریخی، وقتی نفس‌های کوفه را حبس کرده بودید از صلابت و نهیبِ خفته در سخنان‌تان. کسی هم اگر شک داشت، دیگر یقین کرد شما را قرابتی هست با علی(ع). انگار علی (ع) زنده شده بود دوباره و فریادِ «یا اشباه‌الرّجال»‌ش در و دیوار کوفه را می‌لرزاند.

 

١. بشیر بن خزیم اسدی

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ٢٩ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()