بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

بِشرطِها و شروطِها...

هزار بار دیگر هم که آن سرِ نازنین را از کجاوه بیرون می‌آوردید
تا مردم نیشابور دوباره چشم‌هاشان روشن بشود،
هزار بارِ دیگر هم که «شرط و شروط» می‌گذاشتید
تا آن سلسله طلایی را کامل کنید
آن بیست و چهار هزار کاتب نیشابوری را هم که دوباره به گواهی می‌طلبیدید
ما قبول می‌کردیم آقا
ما خیلی وقت است همه شرط‌ها را پذیرفته‌ایم.
بازی، خیلی وقت است به جاهای سخت‌ش رسیده؛
به نبودنِ شماها،
به غیبت،
به آستانه ظهور.

 

پ.ن: حدیث سلسله الذّهب

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳۸٩
تگ ها : ذکر