بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

دست گره‌گشای تو

زرشک‌مان تمام شده، قوطی کوچک زعفران هم دارد خالی می‌شود. دانه‌های آخر آلو را هم چند روز پیش توی غذا ریختم. دو سه تا خشک‌باریِ خوب دور و برمان هست اما دست دلم نمی‌رود این چند قلم را از این‌جا بخرم. پارسال اولین بسته‌های زرشک و آلو و زعفران مصرفیِ خانه‌ی نو را از فروشگاه مجتهدی خریدیم. همان نزدیکی‌های باب‌الجواد ... از شما که پنهان نیست حضرت سلطان؛ آب و رنگ و طعم غذا بهانه است، آب و رنگ دل‌مان تمام شده؛ آن‌ها را هم توی این مملکت، فقط می‌‎شود از دستِ شما گرفت؛ وقتِ زیارت‌های سحر رجبیه.

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ ها : ذکر

یحیای او بشویم

  یک: داشتم ذوق می‎کردم با «تحننا منه...»1.+ یکی از همین شب‎های اول ماه. عشق می‌کردم ‌که «رجب» دوباره رسید. دوباره خودت را به مهربانی زده‌ای. از «تحنن» رسیدم به «حنان». یاد یحیی افتادم؛ وصفی که از یحیی توی کتابت آورده‌ای. لطف ویژه‌ات به او. همان‌جا که گفته‌ای به یحیی «حناناً من لدنّا»2 داده‌ای...

دو: پرسیده بود3؛ «حناناً من لدنا» که خدا در وصف یحیی گفته، یعنی چه؟ جواب داده بودند: یعنی «تحنن الله». یعنی خدا دوستش می‎داشت. پرسیده بود؛ از تحننِ خدا به یحیی چه رسیده بود؟ گفته بودند: هر وقت صدا می‌زد: «یا رب»، جواب می‌رسید: «لبیک یا یحیی». یعنی خدا زود جوابش را می‌داد.

 سه: بعد حالم خوب‌تر شد. فکر کردم توی این ماه با ما چنانی که یک عمر با یحیی بودی.

 

1- از متن دعای هر روز ماه رجب: «یا من یعطی من لم یسأله و من لم یعرفه تحنناً منه و رحمه»

2- سوره مریم/ آیه 13                                         

 3- ابی‌حمزه از حضرت اباجعفر- محمدباقر- سلامِ خدا بر او (روایتی ذیل آیه فوق در تفسیر المیزان)

4- حنان به معنی عاطفه به خرج دادن و شفقت کردن است. 

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ ها : ذکر

قدحت پر می باد

هنوز هم پنج‌شنبه -جمعه‌ها هوای خیابان ایران به سرم می‎زند و درس شیرین قرآن و روایتِ خوب شما از آیه‌ها. معلم‌های زیادی توی زندگی من آمده‌اند رفته‌اند. شما یکی از به یادماندنی‌ترین‌هایید که در خاطر من، با قرآن عجین شده‌اید. این‌جا هم چند وقتی هست عصرهای جمعه می‌نشینیم و تفسیرها را ورق می‌زنیم. عطر آیه‌ها با عطر بهارنارنج و بوی خوش نسترن می‌آمیزد و لذت فهم آیه‌ای سرمست‌مان می‎کند. جای شما اما، خیلی خالی‌ست که دریچه‌های تازه به تازه، نو به نو، از فهم قرآن به رویمان باز کنید.

روزتان مبارک آقایِ معلم خوب قرآنِ خیابان ایران. 

 

 پ.ن: کسی اگر این‌جا را می‎خواند و آقای قاسمیان را این روزها می‌بیند سلام و احترام و ارادت من را به ایشان برساند لطفاً. 

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ ها : روزنوشت

برای سیزدهم رجب

یک: یکی از دعاهایی که مصطفی توی قنوت نمازهایش زیاد می‌خوانَد این است که خدا را قسم می‌دهد به علی بن ابیطالبسلام خدا بر او که در فرج صاحب‌مان تعجیل کند.1 بعد یک توصیفی از حضرت امیر توی آن دعا هست که من هر وقت حواسم باشد، دلم اوج می‌گیرد از عظمت آن وصف؛ «الذی لم یشرک بالله طرفه عین ابدا»؛ کسی که حتی به قدر چشم به هم زدنی به خدا شرک نورزید. باورش برای ماها که فکر و دل و زبان‌مان روزی هزار بار به شرک‌های جلی و خفی آلوده می‎شود سخت است. خیلی بزرگ باید باشد مردی که حتی به قدر پلک‌زدنی برای خدا شریک قایل نشد.

 دو: هر قدر هم فکر کنیم که مستقل هستیم و روی پایِ خودمان، هر قدر هم درس‌خوانده باشیم، دستمان توی جیب خودمان باشد، مدرن زندگی کنیم، روشن‌فکر باشیم، حتی رگه‌های فمنیستی لابه‌لای افکارمان جا خوش کرده باشد، خودمان هم می‌دانیم چه‌قدر به شما وابسته‌ایم. خدا این‌طور خواسته که شماها مایه‌ی قوام ما باشید؛ تکیه‌‌گاه روزهای تلخ و شیرین زندگی‌مان. روزتان، روزگارانتان مبارک مردهای خوبِ مهربان!

 سه: و روز پدر هم؛ برای همه‌ی سایه‌های مستدام بالاسر، آغوش‌های امن، شانه‎‌های مهربان، تکیه‌‌گاه‌های استوار، گوش‌های صبور شنوا، دست‌های پرکار و خسته، صورت‌های آفتاب سوخته هزاران بار مبارک.                                              

 

1- اللهم انی اسئلک بروح ولیک علی بن ابیطالب الذی لم یشرک بالله طرفه عین ابدا ان تعجل فی فرج مولانا صاحب الزّمان روحی لتراب مقدمه الفداه

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ ها : ذکر ، روزنوشت