بهار نارنج

مثل عطر بهار نارنج وقتی توی کوچه‌باغ‌های اردیبهشتی دیارم بپیچد...

و خدای تو را شکر

یکی دو ساعت می‌شد که مهمان‌ها رفته بودند، خواب به چشم‌‎هام نمی‌آمد. آشپزخانه پر از ظرف‌های نشسته بود، چند تا از بادکنک‌های آبی هنوز لابد توی هال جا خوش کرده بودند و گل‌های زنبق و آلسترومریا و شمع‌های آبی ... خانه‌ی‎ کوچک‎مان چه شاد شده بود. صدای ریتم منظم نفس‌های تو می‎آمد؛ نزدیک گوشم. تازه خوابت برده بود؛ مثل یک پسربچه‌ی معصوم و آرام. نگاهت کردم توی تاریکی و فکر کردم چرا جشن نگیرم سی و دو سالگی‌ات را وقتی هنوز یادم هست بی‌ موسیقیِ آرامِ نفس‌های تو، زندگی‌ام چه ملال‌آور بود.

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۳٠ دی ۱۳٩۳
تگ ها : روزنوشت

می‌خواهمت در فصل‌فصلِ زنده‌بودن *

سی و دو ساله شدنت بر من مبارک‌باد؛ رفیقِ همیشه!

برقرار باشد؛

دست‌هایت،

شانه‌هایت،

آغوش امنت.

 

*مصرع  غزلی از فاطمه شمس

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ٢٩ دی ۱۳٩۳
تگ ها : روزنوشت

همسایه سایه‌‎ات به سرم مستدام باد

توی گویش محاوره‌ای روستای زادگاهم، وقتی حضور کسی توی فامیل و خانواده خیلی پررنگ باشد می‌گویند «فلانی آبادی‎ه». یعنی بودنش آباد می‎کند جمعی را، حال همه را خوب می‎کند با حضورش. یعنی وقتی نیست جای خالی‎اش خیلی محسوس است.

 مامان‌میترا× رفته سفر. یک مسافرت طولانیِ چند ماهه. جایش خیلی خالی‎ست. وقت‌هایی که سفر می‎رود بیشتر می‌فهمیم که چه‌قدر آبادی‎ست برای ما. چه‌قدر بودنش حال‌مان را خوب می‎کند. چه‌قدر همان سلام و احوال‌پرسی روزانه و دم‌نوش‌ خوردن‎های شبانه با حضور او می‎چسبد. چه مصاحبت‌های زنانه‌ی دل‌چسبی‌ست برای من حرف‌زدن با او. چه همسایگی شیرینی‌ست مجاورت ما با او.

 حالا البته این حجم آبادی‌اش را برداشته برده آن سر دنیا و – از عکس‌ها معلوم است که چه‌قدر- مریم و مارچین دلگرم‌اند به حضورش. کاش می‌شد قدری از آن گرمی را بگذارد برای ما که بی‎توشه نمانیم توی این شب‌های بلند زمستان که جمع‎مان از او خالی شده.       

 

× مادرِ همسرم  (مادری دوباره +)

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱٤ دی ۱۳٩۳
تگ ها : روزنوشت

خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

داشتیم چت می‎کردیم. این‌سر و آن‌سر دنیا را به هم دوخته بودیم با کلمه‌هایمان. برایم نوشت؛ "داشتم «در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ...»× گوش می‌کردم، یاد تو افتادم، یاد وقت‌هایی که هزار بار با هم این آلبوم را گوش می‌‎کردیم و می‎نوشتیم و می‎خواندیم؛ شب‎ها و روزهای شیدایی". شیدا؟! نیستم دیگر. برهه‌ای بود که گذشت. عاقل شده‎ام قدری. از هم‌این عقل معاش روزمره. عاقلی خوب نیست. گوشه‌های تیز دارد. آدم را خراش می‎دهد. آدم را سخت می‎کند. محبوس می‎کند توی چند ضلعی. آن بی‌شکلی و بی‌هوایی هم به من نمی‌آمد البته. به خیلی از ماها نیاید شاید. در برزخ عقل و دل در رفت و آمدیم همیشه. این روزها اما آن مستی و سربه‌هوایی و سرخوشی‌ام آرزوست؛ که خرقه جایی گروه باده باشد و دفتر جایی...

 

 × غزلی از حافظ که آقای شجریان به زیبایی آوازش کرده.    

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ٥ دی ۱۳٩۳
تگ ها : روزنوشت

و به یاد بیاور مریم را...

 برای زادروز پیام‎بر خدا  عیسی مسیح و برای ارادت و شادباش به محضر مادر پاک و آسمانی‎اش مریم -سلام خدا بر آن‌ دو - :

لحظات تولد مسیحسلام خدا بر او  لحظات پیچیده در خوف و رجاست برای مریم. سلام خدا بر او. گفته بود؛ «ای کاش پیش از این مرده بودم و از خاطره‌ها فراموش شده بودم».2 و فقط خدا می‌‎داند که چه‌قدر درد و اضطرار و استیصال ریخته توی این جمله. آن‌قدر که پشت‌بندش ندایی آسمانی دلش را قدری آرام کند که «لا تحزنی»3.

خدا برگزیده‌هاش را4 از لابه‌لای درد و رنج‌ها بیرون می‎‌آورد و تصویرشان را قاب می‎کند و می‎زند به دیوار دنیا. که تا همیشه مثال‌شان بزند برای اهل ایمان5. این درد و رنج گاهی از جنس به خطر افتادنِ آبروست. امتحان آبرو برای دختر راست و پاک‌دامان بنی‎اسرائیل. دختری که از قبل تولد خدا قبولش کرده بود و تربیتش را عهده‌دار شده بود6.     

 

1. و اذکر فی الکتاب مریم ... (سوره مریم/ آیه 16)

2. قالت یا لیتنی متُّ قبل هذا و کنت نسیاً منسیاً (سوره مریم/ آیه 23)

3. سوره مریم/ آیه 24

4. ضرب الله مثلاً للذین آمنوا ... مریم ابنت عمران (سوره تحریم/ آیات 11 و 12)

5. یا مریم ان الله اصطفاک ... (سوره آل‌عمران/ آیه 42)

6. فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتاً حسناً (آل عمران/ 37)

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۳ دی ۱۳٩۳
تگ ها : ذکر

برسان سلام ما را

نمی‌دانم این حس خوب را چه کسی آورده پاشیده به ذکر صلوات خاصه. این شیرینی و لطف محتوا از کجاست. حرف دل آدم را دورادور می‎زند. که خدایا هر چه سلام و رحمت و برکت است؛ پاک و پی‌درپی و مدام و فراوان و تمام و کمال، از طرف ما برسان به علی، فرزند موسی که رضا و مرتضاست، که اهل تقوا و پاکی است، که حجت توست برای همه‌ی آن‌ها که روی زمین هستند یا زیر خاک آرام گرفته‌اند، که اهل راستی است و  گواه و شاهد است بر ما، که خوب است. خیلی خوب. خیلی عزیز. که دلمان مدام برای زیارتش تنگ می‎شود.

خوب است که خدا مثل ماها اهل فراموشی نیست؛ سلام ما را زود می‌رساند حتماً.  


اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلوه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیاءک

  
نویسنده : مریم روستا ; ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ٢ دی ۱۳٩۳
تگ ها : ذکر